كبوتر خانه

معرفی کبوترخانه ها

کبوتر خان یا کبوتر خانه محلی است که کبوتر در آن آشیانه می سازد. د ر طالخونچه نيز مانند جاهاي مختلف استان اصفهان كبوترخانه هاي زيادي وجود داشته است كه يكي از آنان اخيرا توسط سازمان ميراث فرهنگي ترميم شده است در زير به تفصيل درباره آن ميخوانيم :
برج کبوتر چنین تعریف شده است:
" در ایران رسم است که عمارت بلند چشمه چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای کبوتران است. موسوم به برج کبوتر"
ساخت کبوتر خانه را می توان به نوعی شاهکاری هنری دانست .کبوتر خانه ها را در مناطقی بنیان می نهادند که از اقلیمی کویری بهره مند بود مصالح و متد ساخت نیز متاثر از شرایط محیطی. چون بافت معماری که گل رس و کاه و نمک بنیادش را بانی بودند و مقاوم در برابر سرما و گرما و عایقی حرارتی و در عین حال صوتی تا آرامش کبوتران اندرون کبوتر خانه را تامین نماید . غالب کبوتر خانه ها به واسطه بهره گیری از حد اکثر فضا به شکلی استوانه مانند ساخته می شدندتا لانه های بیشتری را در خود جای دهند . طراحی ورودی به اندازه ای بود تا کبوتران را به داخل پذیرا باشد و میهمانان نا خوانده را به اندرونی راهی نباشد و در عین حال بدنه کاهگلی مانع از زاد و ولد حشرات موذی چون ساس و کنه می گردید به جهت استحکام هر چه بیشتر درون را با تیرچه های متقاطع مسلح می نمودند و سطح بیرونی را ساروج اندود تا مانع از فرسایش محیطی گردد . در بخش میان تهی بالای کبوتر خانه نیز دریچه هایی به جهت تبادل حرارتی و آمد و شد جریان هوا به داخل کبوتر خانه که قرابتی بسیار با بادگیرها استانهای کویری ایران دارد و در میان کبوتر خانه نیز حفر چاهی به جهت تامین آب شرب کبوتران در صورت نزدیک نبودن آبگیر و جوی و رودخانه حفر می کردند.
صاحبان کبوتر خانه ها به ۳ ماه به یک بار برای جمع آوری فضولات به داخل کبوتر خانه ها وارد می گشتند و کود حاصل را جمع آوری می نمودندکه از برای صیفی جات و میوه های جالیزی بسیار مفید می بود حال باید در نظر آورد میزان کود استحصال گشته را بر مبنای آمار کبوتران موجود در کبوتر خانه که گاهی به بیش از ۷۰۰۰هزار جفت را بالغ می گردید و رقم ۷۰.۰۰۰ کیلوگرم در سال که عایدی ارزشمندی را از برای کشاورزان به همراه داشت .

کبوترخانه‌ها ظاهراً برجهايي هستند که کبوتران در آنها خانه مي‌کنند. من هم همين‌قدر بيشتر درباره‌ي اين پديده نمي‌دانستم تا اين‌که تازگي مطلبي خواندم و فهميدم که نه، انگار ماجرا خيلي جدي‌تر از اين حرفهاست! در آنجا ضمن شرح و توصيف اين «بناهاي سترگ و شکوهمند» نوشته بود:
«معمار ايراني به دليل نگاه عالمانه به اقليم و علم زيست شناسي، عجايبي حيرت برانگيز و ماندگار را در اين سياره خاكي تحت عنوان كبوترخانه هاي ايراني خلق كرده و چه زيبا، اين هماهنگي برجهاي به رنگ خاك (برخلاف برجهاي به رنگ آب[با سياره خاكي ]که دو سومش هم آب است) در وحدت از روزگاران پيش به يادگار مانده است، كه حقيقتاً سزاوار است به آنها برتر از عجايب هفتگانه عالم نگاه كرد.»
قطر سوراخهاي ورودي كبوتران (هر کبوتر يک سوراخ ورودي دارد و يک سوراخ خروجي!) به داخل برجها به اندازه اي ساخته شده است كه تنها كبوتران مي توانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبودند. جالب توجه اين كه براي دقت يك اندازه بودن قطر سوراخهاي كبوتر بويژه در كبوترخانه هاي سبك گلپايگان و خمين از تنوشه (لوله هاي سفالي) استفاده مي شده تا سوراخها يكسان اجرا شود...
و براي اين که خيال نکنيد مردم ما بدون بهره گيري از علوم زمانه و حتی علوم زمانهاي بعد همينطور ديمي کبوترخانه مي‌ساختند بدانيد که براي ساختن اين بناهاي عجيب غير از علم «دفع دشمنان کبوتر» « از علوم ديگر در ساخت برجهاي كبوتر همچون استفاده از دانش فيزيك با توجه به اصل تشديد ( رزنانس) به منظور توجه و پرواز همزمان دسته جمعي حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار كبوتر در اثر برخاستن ناگهاني كه ارتعاشات بسيار قوي را به دنبال دارد، عالمانه بهره برده شده است. هندسه و رياضيات به خاطر به حداكثر رساندن سطح در حجمي ثابت و بهره گيري از اصول زيباشناختي آن چشم گير است. دانش جانورشناسي و روانشناسي جانوري از ديگر علومي است كه در ايجاد تجهيزات دفاعي كبوترخانه و نيز تمهيدات مكانيكي، بيولوژيكي و شيميايي براي مبارزه با دشمنان كبوتر اعمال مي شده. همچنين از علوم آب و هواشناسي، گياه شناسي و ساير علوم بهره برده شده است.»!
شاردن سياح بزرگ فرانسوي در قسمتي از سفرنامه خود مي نويسد:«كبوترخانه هاي عظيم ايران شش بار بزرگتر از بزرگترين پرورشگاههاي ماست.»! و «ايران مملكتي است كه بهترين كبوترخانه‌هاي جهان در آنجا ساخته مي شود.»!
مجموعه ی کبوتر خانه های اطراف اصفهان ، که شاردن تعداد آنها را 3000 بر شمرده است هم اکنون در حال نابودی است . ( به دلایل نابودی آنها اشاره خواهد شد. )
طبق آمارهایی که در سال 1365 از کبوتر خانه های موجود تهیه شده است تعداد انها فقط 606 عدد، اعم از فعال و مخروبه بوده است. وضعیت کبوتر خانه های مناطق دیگر ایران ، قمشه ، نجف آباد ، خوانسار ،خمین و گلپایگان و بازمانده های آن در استان آذربایجان و یزد از این هم بدتر است.
گفتنی است از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند. در این بناها که زیبایی و کارآمدی آنها چنان به هم آمیخته است که جدایی ناپذیر به نظر می آیند،ازعلومی همچون فیزیک ، ریاضیات جانورشناسی، روانشناسی جانوری و آب و هواشناسی و غیره استفاده شده است.
این کبوتر خانه ها به خاطر تنوع بسیار در شکل و اندازه و تکرار موزون آنها و هماهنگی آنها با طبیعت و زیبایی های اطراف و به ویژه بافت و فضاهای اعجاب آور و هماهنگ درونی آنها می تواند یکی از جاذبه های نادیده انگاشته ی جهانگردی در اصفهان به شمار آید.
جمع آوری فضولات کبوتران به عنوان کود ، دور کردن کبوتران از مزارع جهت جلوگیری کردن از آسیب رساندن به مزارع و شکار کردن کبوتران و استفاده کردن از گوشت آنها از اهداف احداث این بناهاست.
قسمت عمده ی این فضولات د ر حاصلخیزی زمینهای زراعتی و مقدار کمی هم در د باغی به مصرف می رسیده است.
این فضولات در زندگی اقتصادی زارعان محلی نقش مؤثری داشته . به همین علت مهم کبوتران نزد آنها کم و بیش مقدس بوده اند.
با مروری بر نوشته های مستشرقین و جهانگردان در طی سه قرن گذشته می توان نتیجه گرفت که قدمت این برج ها به درستی معلوم نیست. ولی آنچه مسلم است از حدود 700 سال قبل ، برج های کبوتر در اصفهان خرید و فروش می شده و حتی صاحبان آنها به علت در آمد قابل توجهی که از این برج ها عایدشان می گردیده همه ساله مبلغی به عنوان مالیات به دولت های وقت پرداخت می کردند
بررسي برج هاي كبوتر
برج هاي كبوتر در پهنه ي دشتهاي سر سبز يا گوشه ي باغهاي اصفهان خود نمايي مي كنند.
در ساختمان اين برج ها غالباً از خشت خام ( خاك رس ) كه در منطقه به وفور يافت مي شود ‎‏‍، چنان با مهارت استفاده شده كه شگفتي بيننده را برمي انگيزد( البته نقش آب و هوا را در انتخاب اين نوع مصالح نبايد فراموش كرد.‌ )
در داخل اين برج ها مقياس ها به طور اصولي درك ميشود و نسبتهاي دقيق و آرايش بسيار جالب لانه هاي كبوتران بيننده را به كنجكاوي وا مي دارد.
الف: موقعيت
موقعيت برج بايد طوري باشد كه از هر نظر امنيت كبوتران را تأمين نموده و دسترسي به آب و دانه به سهولت امكان پذير باشد.

ب:سبك
در طرح هر برج به سه مسئله توجه شده: به كار بردن حداقل مصالح ساختماني با ايجاد حداكثر لانه هاي كبوتر و فضاهاي ارتباطي. اگر توجه كنيم مصالح ساختماني مصرفي در برجها غالباً از خشت خام مي باشد و خشتها فقط فشار را تحمل مي كنند و تحمل آنها در برابر نيروهاي كششي و پيچشي حداقل است . بنابراين مي توان به اهميت طرحها و مهارتي كه در كاربرد خشت به كار رفته است پي برد.
ج: تهويه
مسئله ي تهويه در داخل برج حائز اهميت مي باشد. داخل برج در طول سال بايد از حرارت مطبوعي برخوردار باشد تا كبوتران بتوانند در شرايط مساعدي تخمگذاري كنند.
د: روشنايي
با توجه به اينكه كبوتران در تاريكي ديد كافي ندارد از اين جهت بايد روشنايي داخل برج به نحوي تأمين باشد كه كبوتران به آساني بتوانند لانه هاي خود را پيدا كنندو ورود و خروجشان به سهولت امكان پذير باشد.
ه: ورود و خروج كبوتران
پنجره ها و برجك هاي مشبك در برج بايد به نحوي تعبيه شده باشد، كه كبوتران براي ورود و خروج ، دچار مشكل نشوند ومجبور نشوند براي يافتن لانه هايشان ذاخل برج را دور بزنند.

اینک بررسی چند نمونه از برجهای موجود

برج های صحرای دستگرد

برج صحرای دستگرد (1) :
این برج از نوع استوانه ای است و دارای 4 جرز است که نگهدارنده ی سقف هستند . پلان آن يک طبقه است و راهروهای بسيار باريکی دارد .

برج صحرای دستگرد (2) :
اين برج در صحرای دستگرد واقع در جاده ی فرودگاه شهيد بهشتی اصفهان قرار دارد .

برج امام خمینی

اين برج در ابتدای خيابان امام خمينی اصفهان قرار دارد .
نمای خارجی آن از گچ و کاهگل و نمای داخلی آن از آجر و کاهگل ساخته شده است . ارتفاع اين برج 25/11 متر است و قطر استوانه ی بزرگ آن 70/6 متر می باشد.
برج گورت

اين برج در روستای گورت قرار دارد ، گورت روستايی از دهستان قهاب، بخش مرکزی شهرستان اصفهان است. در گورت ومزارع آن بيشترين تراکم برجهای کبوتر به چشم می خورد .
اين برج دارای دو استوانه ی داخلی وخارجی است که استوانه ی خارجی آن جهت پايداری بيشتر کمی متمايل تر ساخته شده است و با 9 عدد جرز به استوانه ی داخلی متصل گرديده و پله های آن داخل جرز ها تعبيه شده و از پايين شروع و تا پشت بام ادامه دارد و در پشت بام 9 عدد برجک به صورت آجر کاری مشبک قرار دارد که عبور کبوتران ، تهويه و نورگيری را ميسر می کنند . ارتفاع اين برج متر وقطر استوانه ی بزرگ آن 60/6 متر است .

برج ردان

اين برج در 3 کيلومتری جنوب شرقی اصفهان در کنار کانال آب در قريه ی ردان قرار دارد واز نوع استوانه ای است.
پلان طبقه ی همکف و اول آن مشابه بوده و در بام آن 10نور گير وجود دارد که يک در ميان مربع ودايره هستند ابعاد آجرهای آن 4×24×24 سانتی متر است.
قطر برج 30/13 متر و ارتفاع استوانه ی بزرگ 20/10 متر می باشد

برج های هزار جریب
از اين برجها دو برج باقی مانده است .يکی واقع در دانشگاه اصفهان و ديگری در امتداد جنوبی خيابان شيخ صدوق اين دو برج از لحاظ ساخت پيشرفته ترين برجها هستند و دارای لانه کبوترهای بيشتری هستند .

برج دانشگاه اصفهان :
اين برج باارتفاع استوانه ی بزرگ آن از زمين 30/13 متر است و ارتفاع کل برج 70/16 متر می باشد
ابعاد آجرهای آن 4×24×24 سانتی متر و ابعاد لانه های آن 25×17×17 سانتی متر می باشد .

از اين برجها دو برج باقی مانده است .يکی واقع در دانشگاه اصفهان و ديگری در امتداد جنوبی خيابان شيخ صدوق اين دو برج از لحاظ ساخت پيشرفته ترين برجها هستند و دارای لانه کبوترهای بيشتری هستند .

برج هزار جريب ( شيخ صدوق ) :
اين برج مجموعه ای از هشت استوانه ی کوچک در اطراف يک استوانه ی بزرگ مرکزی می باشد ، اتصالات استوانه های خارجی وداخلی سختی سازه را افزايش داده و پرواز ناگهانی چند هزار کبوتر به پايداری برج آسيبی نمی رساند .
ارتفاع استوانه ی بزرگ آن از زمين 20/13 متر و قطر آن 50/13 متر است

امنیت کبوترخانه ها
هر کبوتر خانه مانند يک دژ نظامی بايد در برابر همه ی دشمنان کبوتر که تعداد آنها کم هم نيستند مقاوم ونفوذ ناپذير باشد .
اين نفوذ ناپذيری نه تنها بايد قوش ، قرقی ، جغد ، کلاغ ، گربه و روباه و تا حدی آدميزاد را در بر می گيرد ، بلکه مار و موش را نيز شامل گردد . موش اگر چه مستقيماً دشمن کبوتر نيست اما با عمل کانال سازی خود در زير پی ها می تواند از طريق زير زمين راه را برای ورود مار به داخل کبوترخانه ها فراهم آورد . برای پيشگيری از ورود پرندگان مزاحم و مهاجم به کبوترخان در کبوترخانه های ايران به ويژه نمونه های گلپايگان و خمين لانه های ورودی کبوتر ( کبوتر رو ) کاملاً حساب شده وگاه بوسيله تنبوشه هايی استاندارد بنا شده اند . چنانچه کبوتررو کمی بزرگتر باشد ساير پرندگان شکاری و مزاحم به آن رخنه می کنند و اگر کوچکتر باشد کبوتران بزرگتر قادر به ورود به آن نيستند .
برای جلوگيری از بالارفتن گربه ومار در برجهای مدور به شيوه ی اصفهان از نوار و يا نوارهايی از گچ در کمر برج و در نمونه های خمين و گلپايگان و خوانسار علاوه بر اين نوار از فرورفتگيهايی در نبشهای مکعب مستطيلی کبوترخانه ها و گاه تسهيلات ديگر استفاده می کنند . رنگ سفيد نوار و نوارهای گچی علاوه بر زيبايی به جلب کبوتران کمک می نموده است .
احياناً کبوتران چاهی به مرور نسبت به اين رنگ بازتاب شديدی از خود نشان داده اند . نصب تله ی مارگير که خود به تنهايی ابداع خلاقانه ای می باشد در کبوترخانه های
خمين ، گلپايگان و خوانسار نيز رايج بوده است .
امروزه در فن آوری های کشاورزی استفاده از بو وهورمون برای راندن و یا به دام انداختن حشرات مطرح می باشد .
در گذشته از اين فکر برای فراری دادن برخی دشمنان کبوتر استفاده می شده است برای مثال در کبوتر خانه ها از بوی برخی جانوران مانند گرگ ،کفتار وبوی برخی گياهان مانند کندر وسراب استفاده می شده است . در برخی روستاهای گلپايگان وخمين سر گرگ وکفتار را در کبوترخانه ها می گذاشتند
علل خرابی و انهدام برجها
علل گوناگوني كه باعث از بين رفتن برجها شده اند را ميتوان به صورت زير خلاصه نمود:
1 - با بررسي كه در برج هاي اصفهان و حومه به عمل آمده ، معلوم گرديد كه برج ها نسل اندر نسل ، از پدر به فرزند رسيده و بيشتر آنها متعلق به ورثه ي مالكين قبلي مي باشد. در موقعي كه بين مالكين اختلاف بروز مي نمود هر يك از شركا بنا به مصالح خود برج را رها كرده و بدين ترتيب تعميرات برج به موقع انجام نمي شد. عدم رسيدگي به كبوتران به ويژه دانه ريزي در فصل زمستان، باعث مهاجرت كبوتران و از فعاليت افتادن تدريجي برج مي شد.

2 - درانتخاب محل برج بايد دقت شود كه اطراف آن سروصداي زيادي نبوده و صحرا براي دانه خوردن وجود داشته باشد.در يك قرن اخير به علت گسترش شهرها و دهات و ازدياد جمعيت و سروصداي وسايط نقليه، تعداد زيادي از اين برجها به علت مهاجرت كبوتران از فعاليت باز مانده اند. در اين مورد مي توان برجهايي كه در اطراف جاده هاي جديد الاحداث قرار گرفته اند، نام برد.
3 - به علت ترقي بي رويه ي قيمت زمينها و تبديل زمينهاي زراعتي به مسكوني، ايجاد واحدهاي صنعتي و مسكوني ، بهره برداري تعدادي از برج ها را غير ممكن ساخته ، حتي در بعضي موارد ديده شده كه برجهايي را به علت فوق تخريب كرده اند.
4 - با اينكه تيراندازي در محدوده ي 500 متري برج ها ممنوع مي باشد ، باز هم شكارچيان خطر بزرگي محسوب مي شوند و عامل فرار كبوتر ها و متروك شدن برج ها مي شوند.
5 - برج بايستي در زمستان كه دانه و غذا براي كبوتران پيدا نمي شود ، دانه ريزي شود. اين از وظايف مالك است كه فراموش شده است و باز عاملي براي مهاجرت كبوتران مي شود.
6- ساختمان برج به ويژه فضاي داخلي لانه هاي كبوتران بايد به نحوي باشد كه كبوتران با كمال آرامش در آن به توليد نسل بپردازند . هواي داخلي برج مرطوب بوده و گرماي لازم را جهت سكونت كبوتران داشته باشد. به تجربه ثابت گرديده ، برج هايي كه سرد هستند به ندرت كبوتر به خود جذب مي كنند.
7- برجها را بايد حتي الامكان از آفت حفظ نمود. آفت اكثر برجها مار، شاهين ، باز، بوف، نوعي موش و خانه ي لك لك مي باشد. مارها در بيشتر برجها رخنه مي نمايند و براي جلوگيري از ورود آنها به داخل برج ، از كمربند گچي كه به اصطلاح محلي ، شال گچي نام دارد بايد استفاده شود و اين كمربند در تمام برجها ديده مي شود . چنانچه مار بخواهد از آن عبور كند به علت صافي سطح گچ به پايين مي افتد. ولي اگر سوراخي در برج وجود داشته باشد مار به داخل برج نفوذ مي كند و در مدت كوتاهي باعث از بين رفتن تعداد زيادي كبوتر مي شود. دراين مورد تدبيري وجود داشته، به اين صورت كه درظرفي مسطح كه لبه ي آن هم سطح كف بوده ، شير مي ريخته اند واطراف آن را به صورت حلقه اي، پودر آهك. مار به خاطر علاقه ي زياد به شير از روي آهك رد مي شود . ماليده شدن آهك به بدنش باعث مرگ او خواهد شد.
8 - درحال حاضر به علت وجود كودهاي شيميايي و ديگر كودها استفاده از كود كبوتر خانه ها با توجه به هزينه ي گزاف آن مقرون به صرفه نبوده و از اين جهت مالكين و يا كشاورزان حاضر به نگهداري و آباداني و حتي تعمير برجها نمي باشد.
9 - يكي ديگر از علل خرابي برجها عدم رسيدگي به تعميرات برجها، نفوذ آب از صحراهاي اطراف به پي برجها و برف و باران و نداشتن شيب مناسب و ناودانهاي مربوط به بام برج مي باشد


ارگ قورتان اصفهان، دومین سازه خشت وگلی جهان


اصفهان - ارگ قورتان،
ارگی عظیم افراشته بر کرانه زاینده رود به عنوان دومین سازه خشت و گلی جهان در منطقه ورزنه در شرق اصفهان خودنمایی می کند و چشم هر بیننده ای را خیره می سازد. اگر از شهر اصفهان به طرف شهر -ورزنه حرکت کنید، پس از ‪ ۱۱۰‬کیلومتر به روستایی در کرانه های زاینده رود خواهید رسید که محلی ها، آن را قورتان یا گورتان می نامند. اهمیت این روستا از آن جهت است که دومین سازه عظیم خشت و گلی جهان یعنی ارگ قورتان را در خود جای داده است. قدمت ارگ به قرن چهارم هجری و دوره دیلمیان بازمی گردد،البته برخی مورخان با کشف بقایای ظروف سفالی در شرق این روستا و تخمین قدمت آنها معتقدند پیدایش روستای قورتان به دوره هخامنشی مربوط می شود و بعدها به دلیل ناامنی و وجود فشارهای حکومتی، مردم روستا ناگزیر به ساخت ارگ شده اند. در تاریخ جامع ایران نیز قدمت روستا به دوره حکومت بهرام پنجم (ملقب به بهرام گور فرزند یزدگرد اول) نسبت داده شده است چرا که در گذشته قلعه یی در شمال غربی روستا وجود داشته که به آن بارام شاه (مخفف بهرام شاه) اطلاق می شده و محلی ها بعدها با ساخت ارگ، به آن قلعه قدیمی، قلعه کنی (قلعه کهنه) می گفتند. البته سال ها از تخریب قلعه کهنه می گذرد و امروزه در محل آن، کشاورزی انجام می شود. انتساب ارگ قورتان به دوره حکومت بهرام گور قویتر به نظر می رسد زیرا نقل است بهرام گور هنگام شکار با اسبش در تالابی فرو می رود و می میرد و به احتمال زیاد، آن تالاب، تالاب گاوخونی بوده است. عده یی بر این باورند که منظور از قورتان، (گوردان) است و این تغییر نام در طول زمان به واسطه محدودیت های حروف در زبان عربی به وجود آمده است. گوردان به معنی جایی است که گور (گورخر) فراوان دارد، زیرا شهرها و محل هایی که زیستگاه های اصلی گورخر ایرانی هستند معمولا با گور آغاز می شوند و گوردان نیز از همین قاعده تبعیت می کند. عده دیگر معتقدند: قورتان به معنی انبار سلاح و مهمات است و این احتمال می رود که ارگ قورتان قلعه یی نظامی بوده و در قسمت هایی از آن سلاح نگهداری می شده است. با این حال،تا سال‪ ۱۳۳۵‬تمامی مردم روستای قورتان در ارگ زندگی می کردند و بتدریج با برقراری امنیت درخارج از ارگ و افزایش جمعیت اهالی به ساخت خانه در بیرون ارگ اقدام کردند تا جایی که امروزه تعداد انگشت شماری خانوار در محوطه پنج هکتاری ارگ زندگی وبقیه اهالی نیز از ارگ به عنوان محلی برای نگهداری دام و علوفه استفاده می کنند. زبان اهالی قورتان علاوه بر فارسی برگرفته از زبان زردشت است. غیر از ارگ نقاط دیدنی دیگری نظیر قلعه ناواب، نخلدان، کبوترخانه، آب انبار روستایی بلان و پنج مسجد در قورتان قرار گرفته اند که هر یک آثاری منحصر به فرد به حساب می آیند. خروج اهالی از ارگ و نگهداری حیوانات درون آن باعث شده است آسیب فراوانی به آن وارد شود، اما عده یی از اهالی به منظور حفظ ارگ و جلوگیری از تخریب بیشتر آن تشکلی را با نام حامیان ارگ زنده به ثبت رسانده اند. از اقدامات جالب توجه این گروه بازسازی یکی از کبوترخانه ها (محل نگهداری از کبوتر در اطراف ارگ و با هزینه اهالی قورتان) بوده است ونیز ازدیگر اقدامات موثر حامیان ارگ زنده رود، تلاش برای ثبت ارگ قورتان در فهرست آثار ملی بوده است تا جایی که ارگ قورتان به عنوان دومین بنای عظیم خشت و گلی و تنها قلعه مسکونی ایران در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. این اثر بی نظیر مانند عروس درمنطقه کویری شرق اصفهان هرساله پذیرای میهمانان نوروزی و نیز گردشگران داخلی و خارجی است.

كاهگل شگفتي معماري ايراني

به نام خدا
يادتان هست هنگام بارش باران عبور از كوچه هاي كاهگلي طالخونچه واستشمام بوي كاهگل چقدر دلپذير بود ويا فصل پاييز اغلب مردم اندود كاهگل را براي ساختمانهاي خود آماده ميكردند ودست جمعي كاهگل مالي ميكردند؛ اين اندود سقف وديوار از شگفتيهاي معماري ايراني است كه در زير مقاله اي دراين باره را باهم ميخوانيم:

در زمانى نه چندان دور در تمام شهرها اغلب ساختمان ها با خشت خام، گچ و كاهگل بنا شده و اين مصالح به طرز شگفتى با زندگى ايرانى تناسب داشته و شگفتى هايى را در خود دارد. كاهگل در قالب تناسبات دلپذير تركيب با كاشى، چوب و يا سنگ و مصالحى مشابه تركيب شده و معماران ايرانى از آن ها براى تزيين ساختمان ها كمك گرفته اند.
در مجموع شهر ايرانى براى مردم اين سرزمين با خصوصيات معينى و با يك معمارى موزون، اصيل و تناسبات زيبا بنا شده است.
با بهره گيرى از اين مصالح و بر روى فلات ايران، در چشم انداز شهرها، بام هاى كاهگلى ميان آدميان و حرارت خورشيد حفاظ مى شده اند. بدين ترتيب بادگيرها شهر را تهويه كرده، نورگيرها به تالارها و هشتى ها سايه روشن ملايمى مى داده اند و حياط هاى گود كه اطاق ها آن ها را دور مى زده اند يك حوض سنگى و چند درخت را در ميان گرفته نيز به زندگى ايرانى لطافت مى بخشيده اند.
هم اكنون نيز در ميان وزن حجمهاى كاهگلى بامهاى گنبدى و بادگيرهاى سر به آسمان كشيده پوشش دالان ها و تيمچه هاى بازارى، حسينيه ها و بالاخره گنبد و مناره هاى مسجد جامع و مساجد ديگر و بقعه ها به چشم مى خورد.
با اين وصف بايد تاكيد كرد كه تاريخ شروع مصرف كاهگل را در تمدن ايران نمى توان دقيقا تعيين نمود لكن وجود آن در قديم ترين آثار معمارى فلات دليلى است بر اين كه اين ماده با زندگى اقوام سرزمين ايران از ابتدا آميخته شده و شناسايى و استفاده از آن طى قرون نسل به نسل رسيده است.براى آسايش قوم ايرانى معماران، شهرها را با قشرى از كاهگل پوشانيدند و از ميان اين پوشش سبزى شاخه درختان از حياط ها بيرون آمد.
رنگ دلنشين كاهگل نه تنها زيبايى فوق العاده اى به شهر ايرانى مى داده بلكه بر زندگى مردم روشنى و رنگ بخصوصى مى پاشيده است.اين خمير در سرزمين ما به صورت يكى از مصالح اساسى در انواع معمارى مختلف بكار رفته و با دست آدميان و با نيت خوش به روى همه شهرهاى ايرانى كشيده شده و زندگى در شرايط اقليمى بهترى زير حمايت آن ادامه مى يافت.ترتيب ماده كاهگل از ابتدا تا امروز يكسان بوده و شامل دو ماه ساده است.
ماده اول كاه است كه پس از درو گندم و خشك شدن و كوبيدن و با كمك چهار شاخ به هوا پرتاب شدن با جزئى نسيمى، از دانه هاى گندم جدا شده آرام بر روى زمين مى ريزد، سپس آن را جمع آورى نموده و براى مصرف هاى مختلفى انباشته مى كنند.به اين ترتيب در اغلب نقاط ايران كاه به آسانى و به ارزانى به دست مى آيد، الياف آن ماده گل را بهم مى كشد و گل را مسلح مى كند همانطور كه آهن بتون را.
ماده دوم گل است كه حتى المقدور براى ساختن از خاك رس استفاده مى كنند، قبل از اين كه خاك را آب بدهند آن را با كاه به خوبى مخلوط مى كنند و به شكل تپه كوچكى در مى آورند، ميان آن را گود مى كنند وداخل آن به نرمى آب مى ريزند، خاك و كاه را با آب مى اندازند تا در آب گل، زردى كاه نمودار شود، سپس خمير را مالش مى دهند و به تدريج كاهگل ساخته مى شود.با وجودى كه ساختن اين خمير در نهايت سادگى انجام مى شود، معهذا چگونگى مخلوط و مقدار هر كدام از ماده امرى حساس است، با كمبود كاه ماده كاهگل ترك بر مى دارد با كم بود مقدار خاك الياف كاه مانع روانى آب باران مى شود.كاهگلى كه براى پوشش بام ها ساخته مى شود كاه كمترى دارد و در عوض به خمير آن خاك شنى، از شن چاه مى افزايند تا در مقابل باران به جاى كاه قشر كاهگل را تقويت نمايد و در مورد كاهگلى كه براى پوشش ديوار تهيه مى شود كاه بيشترى به مخلوط اضافه مى كنند تا متن كاهگل صاف تر شود و نيز ترك بر ندارد
با به كار بردن خاك رس سرخ ترى كاهگل رنگ سرخى به خود مى گيرد و متن آن براى گرفتن نقوشى از گچ آماده مى شود.قشر كاهگل عايق است، گرما و سرما از آن عبور نمى كند، باران از پوشش هاى گنبدى و سقف هاى طاقى آن نشست نمى كند، همهمه كوچه ها و بازارها در آن گم مى شود و لازم به توضيح نيست كه گرد آمدن خواص اين چند عايق در يك ماده به ندرت ديده شده است.كاهگل ارزان بوده و در اغلب شهرهاى ايران به فراوانى يافت مى شده است. قيمت خروار آن ناچيز بوده و با اين مقدار كاه سطوح بزرگى از اندود گل را مسلح مى كرده اند.ضمن آن كه كاهگل را همه كس مى توانسته بسازد و ماواى خود را با آن بپوشاند و حفظ كند.اندود كاهگل آسان كشيده مى شده، آدمى با يكدست خمير آن را بر مى دارد و بر روى سطح دلخواه پهن مى كند. در اين مورد حتى بكار بردن ماله در كشيدن آن روى سطوح نشانى از امكانات صاحب خانه بوده است.كاهگل مانند خمير نرمى بر هر حجمى پوشانيده مى شود و در اين مورد معماران حداكثر استفاده را نموده و توانسته اند براى شهر هاى ايرانى ميراث ارزنده اى از حجم هاى جالب به جا گذارند.گرچه كاهگل به سهولت و به ارزانى به دست مى آيد لكن به علت خواص فوق العاده اى كه در بر دارد به صورت متن شهرهاى ايرانى درآمده و به بنايى قدم گذاشته است، به كلبه بى بضاعتان، به اعيان نشين ها، به كوره ها، به بازارها، به حمام ها، به تكيه ها و بالاخره به مسجدها، و همه اين ساختمان هاى شهر با كوچه هايى كه ميان ديوارهاى كاهگلى مى دود به هم مربوط مى شود.معماران تيز هوش از گرمى رنگ كاهگل براى متن تزيينات ديوارى داخل بنا نيز استفاده كرده اند. ديوار حياط هاى داخلى را از بهترين خمير سرخ فام پوشانيده و بر آن با خطوط برجسته گچ نقش هاى هندسى انداخته اند و يا آن را به داخل هشتى هاى ورودى كشيده و بر آن نقش هاى تصويرى ساخته اند.رنگ كاهگل نور شديد و گاه زننده آفتاب سرزمين ما را براى ساكنان آن مطبوع نموده و در گرفتن فصل سال برگشت اشعه خورشيد و حرارت آن را از روى بام ها و يا ديوارهاى كاهگلى به حداقل رسانيده است.استقامت و دوام آن قابل ستايش است. تنها در مناطقى که باران هاى فصلى شديد ببارد، ناچار هر چند سال يكبار اندود تازه اى از كاهگل بر روى اندود سابق بام كه قسمتى به هم فشرده مى شوند قرار مي دهند.به اين ترتيب تعمير و تقويت آن امر ساده اى است و احتياج به تخصص ندارد، اين تعمير براى پوشش ديوارها كمتر اتفاق مى افتد، كاهگل سال ها بروى ديوارها مى ماند به طورى كه اندود بناهاى رها شده قرون گذشته هنوز برجاست.و اما امروز.... امروز تهران مانند كليه شهرهاى پرجمعيت جديد و بدون برنامه دنيا به ناچار قيافه بى شخصيتى به خود گرفته است. ايجاد ساختمان هاى عظيم فلزى و بتون ارمه تمدن دنياى غرب مانند سالن هاى سينما، هتل ها، فرودگاه ها و غيره باعث هجوم تكنيك هاى مختلف ساختمانى غربى شد و طبعا مصالح معمارى قوم ما كه با تجربه، زيبايى و شخصيت همراه بود در اين پايتخت به مصالح خشك و سرد تكنيك هاى ناآشنا تبديل گرديد. البته كاهگل هنوز در برخى از مناطق كشور در زمره مصالح مورد استفاده اكثر ساكنين مملكت ماست و با ديدن ساختمان هاى غريب پايتخت كه هر كدام نمونه اى از فكر شلوغ دوره ما و نيز هجوم مصالح جديد است، شهر آرام كاهگلى زيباتر و درخشنده تر و عزيزتر جلوه مى كند. منبع :
سایت لینکستان

بهشت كوچك خانه هاي قديمي

منزل و سازه های سنتی آن در ایران قدیم، دارای بار فرهنگی، هنری و ویژگی های منحصر به فرد روانشناختی است که معماری مدرن امروزی در بسیاری موارد از آن بی بهره مانده است. اصول حاکم بر ساخت خانه در اکثر موارد بر پایه افزایش صمیمیت و حفظ حرمت های شخصی اهالی بود و مواردی از قبیل شرایط اقلیمی، جغرافیایی، مذهبی و نیز راحتی افراد خانواده در همه ساخت و سازها در نظر مي آمد. علاوه بر آن، وجود فضای کافی برای ساخت و ساز در شهرها و روستاها یکی از مهمترین دلایل تلفیق معماری ، هنر و سنت با یکدیگر بود كه امروز به دليل فقدان فضای کافی و ماشینی شدن زندگی درکمتر خانه ای ديده مي شود.برای آشنايي بیشتر با منزل و فضاهای سنتی آن در ایران به سراغ مهندس کریم متقی، رفتیم تا ریزه کاری های هنر معماری در ساخت خانه های ايراني را از زبان اين کارشناس معماری بخوانيم.
اصول ساخت و ساز
معماران قدیم در ساختن خانه سه اصل مهم را رعایت می کردند، یکی اقلیم، دیگری ویژگی های شهری هر منطقه (از جمله جریان هوا، عارضه های طبیعی مثل کوه و رودخانه و ...) و در نهایت استفاده از مصالح مقرون به صرفه و کم خرج.خانه هايي که در زمان صفویه یا قاجار ساخته می شدند، اکثرا دارای بار فرهنگی، هنری و معماری هستند تا اعضای خانواده بتوانند در فضایی صمیمی توام با زیبایی و خلوصی که نسبت به یکدیگر داشتند زندگی راحتی را در کنار هم سپری کنند.هر فردی که قصد داشت در زمان صفوی و قاجار خانه ای بسازد، در مشورت با استادکاران و بناها قطعه ای زمین مشخص می کرد و سپس مشغول ساخت آن می شد. اغلب خانه ها دارای سه ضلع شمال، غرب و شرق بودند و در بیشتر موارد زیرزمین هم داشتند. موارد اصلی که برای ساخت یک خانه لحاظ می شد، شامل جهت یابی بود، مثل دانستن این نکته که بادهای مضر از کدام سو می وزند یا اینکه آفتاب بیشتر از کدام جهت می تابد. سپس براساس میزان خرج و دخل خانه و تعداد جمعیت ساکن در آن، معمار، زمین را جانمایی کرده و تعداد اتاق ها، متراژ حیاط و دیگر قسمت های خانه را تعیین می کرد.خانه های قدیمی که متعلق به قشر نسبتا مرفه جامعه بودند، دو بخش اندرونی و بیرونی داشتند که چنانچه جمعیت زیاد بود، برای قسمت خدمه نیز یک حیاط کوچک با تعدادی اتاق در نظرگرفته می شد. خدمه ها شامل نظافت چی، آشپز و درشکه چی بودند، بدین ترتیب که شوهر خانواده به عنوان راننده، خانم به عنوان آشپز و بچه های نیز به عنوان پادو در این خانه های قدیمی مشغول به کار بودند. افرادی هم که تجارت پیشه بودند حتی بخشی از خانه خود را به صورت انبار در می آوردند ودر برخی خانه های خاص نیز بخشی را به عنوان زندان مورد استفاده قرار می دادند. بر همین اساس اغلب خانه ها بسته به شرایط اهالی خانه و اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ساخته می شد.برخی خانه ها دارای دو ورودی اصلی و فرعی بودند و بخشی نیز به درشکه خانه یا طویله اختصاص داشت.

شاه نشین
در داخل اندرونی نیز، قسمتی که در شمال قرار می گرفت و آفتاب خور بود، بزرگتر و با اهمیت تر ساخته شده و شاه نشین محسوب می شد. شاه نشین اتاقی است با ارتفاع نسبتا بلند که معمولا ارتفاع آن دوبرابر دیگر اتاق های خانه بود، در قسمت بالای این ارتفاع، سقف نیم گنبدی قرار می گرفت و چون ارتفاع زیاد بود باعث خنک شدن اتاق می شد.شاه نشین ها با تزئینات خاصی نظیر نقاشی، شیر و شکر در زیر گنبد و در زمان قاجار با آیینه کابری همراه بود. گچ بری های نفیس به همراه تندبری ها در اطراف اجاق و نقاشی های شیشه ها نیز از جمله این تزئینات به شمار می رفت. یک ارسی (پنجره) بالا رو، با شیشه های رنگی همراه با الحاقات مربوط به آن نیز در اتاق شاه نشین وجود داشت که اغلب سه دری یا پنج دری بود.درست در مقابل شاه نشین یک حوض بزرگ ساخته می شد و چون آب ذاتا خنک است، باعث می شد هوای مطبوعی در اتاق جریان یابد؛ به این ترتیب که هوای داغ به سمت بالا و طاق نیم گنبدی می رفت و هوای سرد بین شاه نشین و حوض در جریان بود. از سوی دیگر به دلیل آنکه شاه نشین آفتاب خور و مایل به حوض است، اشعه های آفتاب که به سطح آب برخورد می کرد، با زاویه ای شکسته شده و به ارسی برخورد می کرد و باعث می شد، صفحه ای با شیشه های رنگی منقوش روی سقف انعکاس یابد و همانند پروانه هایی در بالای سقف با حرکت آب به حرکت درآید. همچنین همزمان با تغییر جهت آفتاب، با برخورد نور به شیشه های ارسی، فرش رنگینی در کف زمین ایجاد می شد.
اندرونی
خانه های قدیمی عموما خانه هایی درون گرا محسوب می شوند به این دلیل که درون خانه بسیار اهمیت دارد و صاحبان خانه سعی می کردند با ایجاد یک باغچه به همراه حوض آب در حیاط، بهشت کوچکی را برای خود خلق کنند اما بیرون خانه اغلب از خشت و گل استفاده می شد.
گوشواره
اما از آنجا که اتاق های شاه نشین اکثرا نمی توانند به تنهایی ایجاد شوند، در دو طرف این اتاق ها، دو اتاق گوشواره با دو منظور ایجاد می کردند، یکی اینکه از رانش گنبد جلوگیری کنند و دیگر اینکه اگر تعداد میهمان ها در اتاق شاه نشین زیاد شد، برای پذیرایی بهتر، تیغه ها یا سردری ها را باز کنند تا اتاق به سالنی بزرگ تبدیل شود. این اتاق بزرگ گوشواره، به صورت طاق و (تعویضه؟) است به این صورت که لنگه های طاق ها با صورت هلال، گنبد شاه نشین را مهار کنند. در داخل گوشواره ها نیز قسمت های پرتی یا مرده فضا را به صندوق خانه، دولاب یا انباری تبدیل می کردند.از سوی دیگر به دلیل آنکه اتاق ها بزرگ بود، برای اینکه مصالح زیادی به کار گرفته نشود و فشار به زیر زمین نیز وارد نیاید، جرزها را قطور می گرفتند و در داخل آنها تاقچه هایی پایین یا بالا (رفت) تعبیه می کردند که هم چشم نواز بود و هم مصالح را کم می کرد و هم فشارها را بر روی سردری ها انتقال میداد.دو ورودی نیز برای اتاق شاه نشین توسط پله درنظر گرفته می شد که معمولا پله ها دارای ارتفاع زیادی بودند تا نور زیرزمین از طریق این ارتفاع تامین شود. همچنین زیر ارسی ها سنگ های مشبک یا حفاظ های چوبی با نقوش هندسی و غیرهندسی تعبیه می شد یا زیر آنها را به صورت ساده و مربع کار می کردند تا نور و تهویه مناسب را برای زیر زمین فراهم آورد.قسمت های دیگر شاه نشین نیز سمت شرق و غرب بود که در آن اتاق هایی با سقف کوتاهتر در یک طبقه ساخته می شد. سقف این اتاق ها در زمان صفوی معمولا جناغی بود اما در زمان قاجار سقف ها تخت بودند که با تیرهای چوبی پوشش داده می شد. این بخش برای اموری که به تجارت یا کارهای اداری محسوب می شد، مورد استفاده قرار می گرفت.در داخل اغلب حیاط های زمان صفوی و قاجار معمولا رنگ سفید مشاهده نمی شود؛ زیرا در مناطقی که هوا گرم تر است نور مستقیم خورشید برای چشم ضرر دارد بنابراین از مصالحی استفاده می شد که رنگ آن نخودی یا کرم رنگ بود تا انعکاس نور را برطرف کند.
حوض خانه
اما بخشی از سردخانه که آفتاب نمی خورد در تابستان بهترین مکان برای استراحت کردن و نشستن بود، این بخش زیرزمین ندارد و دارای چاه آب است. همچنین حوض خانه ای نیز در این بخش وجود داشت که در آن از چاه آب به سبک گاو رو استفاده می شد به این معنی که با استفاده از چرخ ها و لوله های سفالی که (تبنوشه؟؟) نامیده می شد، حوض خانه را با آب پر می کردند و با بازکردن دریچه حوض خانه، فشار آب باعث به جریان انداختن فواره در وسط حوض می شد.
زیرزمین و مطبخدر سه طرف خانه های قدیمی زیرزمین ساخته می شد که هم به عنوان انباری مورد استفاده قرار می گرفت و هم در مواقعی از سال از این زیرزمین ها به عنوان محل زندگی و پذیرایی استفاده می شد. بخشی هم به عنوان مطبخ (آشپزخانه) وجود داشت و موقعیت آن به گونه ای بود که به دوقسمت اندرونی و بیرونی خانه نزدیک باشد. در برخی خانه ها نیز آشپزخانه روباز بود که حوضچه ای برای ارسی، چاه آب و بخش کوچکی نیز به عنوان اجاق در آن لحاظ می شد. مطبخ معمولا به دو انباری نگهداری و سرو غذا و همچنین انتقال آن به دیگر بخش های خانه اختصاص می یافت.
ورودی
معمولا خانه های بزرگ قدیمی دارای سه ورودی بودند که به سه بخش مختلف راه پیدا می کرد. قسمت بیرونی که مخصوص افراد غریبه بود؛ داخل اندرونی که کمترین فاصله را با اتاق های خانه داشت و ورودی دیگر که مربوط به قسمت اداری یا تجارت صاحب خانه بود.یکی از مهمترین وجوه اشتراک خانه های قدیم و جدید را می توان در تعبیه پارکینگ در خانه های امروز و اصطبل خانه یا درشکه خانه در قدیم دانست که هر دو با گذر بسیار نزدیک به قسمت های مختلف خانه ارتباط پیدا می کرد.
هشتی خان
ه
از دیگر قسمت های خانه های قدیمی می توان به هشتی خانه یا لابی اشاره کرد که بخش انتظار است. این هشتی خانه در اکثر خانه های کوچک نیز وجود داشتند که پشت در ورودی اصلی ساخته می شد و سپس توسط دالانی به دو قسمت راه پیدا می کرد. یکی به بخش خدمه و دیگر به بخش اندرونی خانه. هشتی خانه معمولا هشت ضلعی و اتاق نسبتا بزرگی است که دارای تزئینات مختصری هم هست؛ به خصوص در سقف که با نقوش هندسی هشت ضلعی توسط شیشه و گچ بری تزئین می شود و چشمه های نوری نیز در بالای سقف دارد که به آسمان راه پیدا می کند.
سردر خانه
سردر خانه ها در قدیم بخشی بوده که نشان دهنده دوران آرامش و شکوفایی محسوب می شود. همچنین بسته به تزئینات، سردرها نشاندهنده وضعیت اقتصادی مالک خانه بوده اند. سردرها معمولا دارای دو سکو هستند که می توانند از سنگ یا آجر ساخته شده باشند که در لبه های آجر از چوب و گل استفاده می شده است. درهای چوبی بزرگی نیز در قدیم ساخته می شدند که نیم هلالی بودند و بعضا از نقوش هندسی برای تزئینات آن استفاده می شده است.
هنر و تزئینات
هنر سنگ کاری مهمترین بخشی است که در خانه های قدیمی به ایستایی واستحکام خانه ها کمک می کند. در قسمتی از خانه نظیر پله های مشرف به حیاط، استادکاران با استفاده از هنر سنگ تراشی، سنگ نصب می کردند و برای اینکه جلوه زیبایی نیزداشته باشد، نقوش بسیار زیبایی را در آن ایجاد می کردند. همچنین پلکان، حوض خانه ها، هاون یا سنگ آبها نیز همگی از جنس سنگ بوده اند، کف خانه ها را نیز اکثرا با آجرهای مربع شکل که در کوره های سنتی پخته می شد آجر فرش میکردند. به این ترتیب که گل را در قالب هایی ریخته و سپس یکی دوبار قالب را به زمین تقه می زدند تا گل جا بیفتد و سپس آن را در کوره می گذاشتند. این گونه آجرها، خصوصیات و ویژگی های خاص خود را داشته که مهمترین آن، مقاومت آجر دربرابر ضربات باران بوده است و به همین دلیل از آن برای پشت بام یا کف حیاط از این آجر استفاده می کردند. آجرهایی که امروزه ساخته می شود، به دلیل ترکیبات، بسیار سست و البته سنگین وزن است و به محض اینکه پا می خورد، فرسایش در آن ایجاد می شود. به همین دلیل اکنون کف حیاط ها را به جای آجر با موزائیک یا سنگ فرش می کنند که این روش نیز اشکالاتی دارد؛ از جمله آنکه رطوبت باغچه ها و نم لوله ها به سمت کف حیاط نمی آید و به سمت زیرزمین ها و جرزها می رود؛ یااینکه با یخ بستن موزائیک ها یا سنگ فرش ها در فصل زمستان، موزائیک لغزنده شده و خطر آفرین می شود.در خانه های امروزی، اتاق پذیرایی با قسمت شاه نشین مقایسه می شود که در قدیم با تزئینات گچ بری و نقاشی همراه بوده و باغچه های حیاط زینت بخش آن می شده اما امروزه در پذیرایی از انواع گل های مصنوعی استفاده می شود. به دلیل فقدان ارسی و چشم انداز بالا رو در اتاق های پذیرایی امروز، از تابلوهای نقاشی استفاده می شود.ب دلیل اینکه اجاقی در اتاق های پذیرایی وجود ندارد تا اطراف آن را سنگ بری کنند، از یک شومینه با سفال های نسوز و گازکشی شده به عنوان دکور استفاده می کنند؛ و مردم به جای آنکه داخل خانه راتزئین کنند، بیشتر به تزئین نمای بیرونی خانه با آجرهای رنگی می پردازند.
استقامت خانه در برابر باد و باران
در خانه های قدیمی از مصالحی مانند آجر، خشت و گل استفاده می کردند و با کاهگل، پشت بام ها را به صورت طاق و چشمه می ساختند اما امروزه از ایزولاسیون ها و قیرهای شیمیایی برای بام خانه استفاده می شود که پس از شش ماه خشک و شکننده می شود. این در حالی است که کاهگل پس از بارش باران، تا 5 ساعت آب را در خود نگه می داشت و سپس به عنوان یک عایق طبیعی، با تابش اشعه های خورشید این آب را دفع می کرد.خانه های کاهگلی قدیم نیاز به کولر و وسایل خنگ کننده نداشتند زیرا آفتاب شدید کاهگل را داغ میکرد اما کاهگل رسانای حرارت و صوت نیست و گرما یا سرما را به خانه راه نمی دهد، به این ترتیب خانه های قدیمی خنک می ماند، اما نمای بیرونی خانه های جدید از سنگ یا آجر هستند و هنگامی که داغ می شوند، حرارت را به خود گرفته و به تیرآهن یا سیمان منتقل می کنند به این ترتیب در طول روز با وجود روشن بودن انواع وسایل سرمایشی باز هم هوای خانه مطبوع نمی شود.