كبوتر خانه

معرفی کبوترخانه ها

کبوتر خان یا کبوتر خانه محلی است که کبوتر در آن آشیانه می سازد. د ر طالخونچه نيز مانند جاهاي مختلف استان اصفهان كبوترخانه هاي زيادي وجود داشته است كه يكي از آنان اخيرا توسط سازمان ميراث فرهنگي ترميم شده است در زير به تفصيل درباره آن ميخوانيم :
برج کبوتر چنین تعریف شده است:
" در ایران رسم است که عمارت بلند چشمه چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای کبوتران است. موسوم به برج کبوتر"
ساخت کبوتر خانه را می توان به نوعی شاهکاری هنری دانست .کبوتر خانه ها را در مناطقی بنیان می نهادند که از اقلیمی کویری بهره مند بود مصالح و متد ساخت نیز متاثر از شرایط محیطی. چون بافت معماری که گل رس و کاه و نمک بنیادش را بانی بودند و مقاوم در برابر سرما و گرما و عایقی حرارتی و در عین حال صوتی تا آرامش کبوتران اندرون کبوتر خانه را تامین نماید . غالب کبوتر خانه ها به واسطه بهره گیری از حد اکثر فضا به شکلی استوانه مانند ساخته می شدندتا لانه های بیشتری را در خود جای دهند . طراحی ورودی به اندازه ای بود تا کبوتران را به داخل پذیرا باشد و میهمانان نا خوانده را به اندرونی راهی نباشد و در عین حال بدنه کاهگلی مانع از زاد و ولد حشرات موذی چون ساس و کنه می گردید به جهت استحکام هر چه بیشتر درون را با تیرچه های متقاطع مسلح می نمودند و سطح بیرونی را ساروج اندود تا مانع از فرسایش محیطی گردد . در بخش میان تهی بالای کبوتر خانه نیز دریچه هایی به جهت تبادل حرارتی و آمد و شد جریان هوا به داخل کبوتر خانه که قرابتی بسیار با بادگیرها استانهای کویری ایران دارد و در میان کبوتر خانه نیز حفر چاهی به جهت تامین آب شرب کبوتران در صورت نزدیک نبودن آبگیر و جوی و رودخانه حفر می کردند.
صاحبان کبوتر خانه ها به ۳ ماه به یک بار برای جمع آوری فضولات به داخل کبوتر خانه ها وارد می گشتند و کود حاصل را جمع آوری می نمودندکه از برای صیفی جات و میوه های جالیزی بسیار مفید می بود حال باید در نظر آورد میزان کود استحصال گشته را بر مبنای آمار کبوتران موجود در کبوتر خانه که گاهی به بیش از ۷۰۰۰هزار جفت را بالغ می گردید و رقم ۷۰.۰۰۰ کیلوگرم در سال که عایدی ارزشمندی را از برای کشاورزان به همراه داشت .

کبوترخانه‌ها ظاهراً برجهايي هستند که کبوتران در آنها خانه مي‌کنند. من هم همين‌قدر بيشتر درباره‌ي اين پديده نمي‌دانستم تا اين‌که تازگي مطلبي خواندم و فهميدم که نه، انگار ماجرا خيلي جدي‌تر از اين حرفهاست! در آنجا ضمن شرح و توصيف اين «بناهاي سترگ و شکوهمند» نوشته بود:
«معمار ايراني به دليل نگاه عالمانه به اقليم و علم زيست شناسي، عجايبي حيرت برانگيز و ماندگار را در اين سياره خاكي تحت عنوان كبوترخانه هاي ايراني خلق كرده و چه زيبا، اين هماهنگي برجهاي به رنگ خاك (برخلاف برجهاي به رنگ آب[با سياره خاكي ]که دو سومش هم آب است) در وحدت از روزگاران پيش به يادگار مانده است، كه حقيقتاً سزاوار است به آنها برتر از عجايب هفتگانه عالم نگاه كرد.»
قطر سوراخهاي ورودي كبوتران (هر کبوتر يک سوراخ ورودي دارد و يک سوراخ خروجي!) به داخل برجها به اندازه اي ساخته شده است كه تنها كبوتران مي توانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبودند. جالب توجه اين كه براي دقت يك اندازه بودن قطر سوراخهاي كبوتر بويژه در كبوترخانه هاي سبك گلپايگان و خمين از تنوشه (لوله هاي سفالي) استفاده مي شده تا سوراخها يكسان اجرا شود...
و براي اين که خيال نکنيد مردم ما بدون بهره گيري از علوم زمانه و حتی علوم زمانهاي بعد همينطور ديمي کبوترخانه مي‌ساختند بدانيد که براي ساختن اين بناهاي عجيب غير از علم «دفع دشمنان کبوتر» « از علوم ديگر در ساخت برجهاي كبوتر همچون استفاده از دانش فيزيك با توجه به اصل تشديد ( رزنانس) به منظور توجه و پرواز همزمان دسته جمعي حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار كبوتر در اثر برخاستن ناگهاني كه ارتعاشات بسيار قوي را به دنبال دارد، عالمانه بهره برده شده است. هندسه و رياضيات به خاطر به حداكثر رساندن سطح در حجمي ثابت و بهره گيري از اصول زيباشناختي آن چشم گير است. دانش جانورشناسي و روانشناسي جانوري از ديگر علومي است كه در ايجاد تجهيزات دفاعي كبوترخانه و نيز تمهيدات مكانيكي، بيولوژيكي و شيميايي براي مبارزه با دشمنان كبوتر اعمال مي شده. همچنين از علوم آب و هواشناسي، گياه شناسي و ساير علوم بهره برده شده است.»!
شاردن سياح بزرگ فرانسوي در قسمتي از سفرنامه خود مي نويسد:«كبوترخانه هاي عظيم ايران شش بار بزرگتر از بزرگترين پرورشگاههاي ماست.»! و «ايران مملكتي است كه بهترين كبوترخانه‌هاي جهان در آنجا ساخته مي شود.»!
مجموعه ی کبوتر خانه های اطراف اصفهان ، که شاردن تعداد آنها را 3000 بر شمرده است هم اکنون در حال نابودی است . ( به دلایل نابودی آنها اشاره خواهد شد. )
طبق آمارهایی که در سال 1365 از کبوتر خانه های موجود تهیه شده است تعداد انها فقط 606 عدد، اعم از فعال و مخروبه بوده است. وضعیت کبوتر خانه های مناطق دیگر ایران ، قمشه ، نجف آباد ، خوانسار ،خمین و گلپایگان و بازمانده های آن در استان آذربایجان و یزد از این هم بدتر است.
گفتنی است از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند. در این بناها که زیبایی و کارآمدی آنها چنان به هم آمیخته است که جدایی ناپذیر به نظر می آیند،ازعلومی همچون فیزیک ، ریاضیات جانورشناسی، روانشناسی جانوری و آب و هواشناسی و غیره استفاده شده است.
این کبوتر خانه ها به خاطر تنوع بسیار در شکل و اندازه و تکرار موزون آنها و هماهنگی آنها با طبیعت و زیبایی های اطراف و به ویژه بافت و فضاهای اعجاب آور و هماهنگ درونی آنها می تواند یکی از جاذبه های نادیده انگاشته ی جهانگردی در اصفهان به شمار آید.
جمع آوری فضولات کبوتران به عنوان کود ، دور کردن کبوتران از مزارع جهت جلوگیری کردن از آسیب رساندن به مزارع و شکار کردن کبوتران و استفاده کردن از گوشت آنها از اهداف احداث این بناهاست.
قسمت عمده ی این فضولات د ر حاصلخیزی زمینهای زراعتی و مقدار کمی هم در د باغی به مصرف می رسیده است.
این فضولات در زندگی اقتصادی زارعان محلی نقش مؤثری داشته . به همین علت مهم کبوتران نزد آنها کم و بیش مقدس بوده اند.
با مروری بر نوشته های مستشرقین و جهانگردان در طی سه قرن گذشته می توان نتیجه گرفت که قدمت این برج ها به درستی معلوم نیست. ولی آنچه مسلم است از حدود 700 سال قبل ، برج های کبوتر در اصفهان خرید و فروش می شده و حتی صاحبان آنها به علت در آمد قابل توجهی که از این برج ها عایدشان می گردیده همه ساله مبلغی به عنوان مالیات به دولت های وقت پرداخت می کردند
بررسي برج هاي كبوتر
برج هاي كبوتر در پهنه ي دشتهاي سر سبز يا گوشه ي باغهاي اصفهان خود نمايي مي كنند.
در ساختمان اين برج ها غالباً از خشت خام ( خاك رس ) كه در منطقه به وفور يافت مي شود ‎‏‍، چنان با مهارت استفاده شده كه شگفتي بيننده را برمي انگيزد( البته نقش آب و هوا را در انتخاب اين نوع مصالح نبايد فراموش كرد.‌ )
در داخل اين برج ها مقياس ها به طور اصولي درك ميشود و نسبتهاي دقيق و آرايش بسيار جالب لانه هاي كبوتران بيننده را به كنجكاوي وا مي دارد.
الف: موقعيت
موقعيت برج بايد طوري باشد كه از هر نظر امنيت كبوتران را تأمين نموده و دسترسي به آب و دانه به سهولت امكان پذير باشد.

ب:سبك
در طرح هر برج به سه مسئله توجه شده: به كار بردن حداقل مصالح ساختماني با ايجاد حداكثر لانه هاي كبوتر و فضاهاي ارتباطي. اگر توجه كنيم مصالح ساختماني مصرفي در برجها غالباً از خشت خام مي باشد و خشتها فقط فشار را تحمل مي كنند و تحمل آنها در برابر نيروهاي كششي و پيچشي حداقل است . بنابراين مي توان به اهميت طرحها و مهارتي كه در كاربرد خشت به كار رفته است پي برد.
ج: تهويه
مسئله ي تهويه در داخل برج حائز اهميت مي باشد. داخل برج در طول سال بايد از حرارت مطبوعي برخوردار باشد تا كبوتران بتوانند در شرايط مساعدي تخمگذاري كنند.
د: روشنايي
با توجه به اينكه كبوتران در تاريكي ديد كافي ندارد از اين جهت بايد روشنايي داخل برج به نحوي تأمين باشد كه كبوتران به آساني بتوانند لانه هاي خود را پيدا كنندو ورود و خروجشان به سهولت امكان پذير باشد.
ه: ورود و خروج كبوتران
پنجره ها و برجك هاي مشبك در برج بايد به نحوي تعبيه شده باشد، كه كبوتران براي ورود و خروج ، دچار مشكل نشوند ومجبور نشوند براي يافتن لانه هايشان ذاخل برج را دور بزنند.

اینک بررسی چند نمونه از برجهای موجود

برج های صحرای دستگرد

برج صحرای دستگرد (1) :
این برج از نوع استوانه ای است و دارای 4 جرز است که نگهدارنده ی سقف هستند . پلان آن يک طبقه است و راهروهای بسيار باريکی دارد .

برج صحرای دستگرد (2) :
اين برج در صحرای دستگرد واقع در جاده ی فرودگاه شهيد بهشتی اصفهان قرار دارد .

برج امام خمینی

اين برج در ابتدای خيابان امام خمينی اصفهان قرار دارد .
نمای خارجی آن از گچ و کاهگل و نمای داخلی آن از آجر و کاهگل ساخته شده است . ارتفاع اين برج 25/11 متر است و قطر استوانه ی بزرگ آن 70/6 متر می باشد.
برج گورت

اين برج در روستای گورت قرار دارد ، گورت روستايی از دهستان قهاب، بخش مرکزی شهرستان اصفهان است. در گورت ومزارع آن بيشترين تراکم برجهای کبوتر به چشم می خورد .
اين برج دارای دو استوانه ی داخلی وخارجی است که استوانه ی خارجی آن جهت پايداری بيشتر کمی متمايل تر ساخته شده است و با 9 عدد جرز به استوانه ی داخلی متصل گرديده و پله های آن داخل جرز ها تعبيه شده و از پايين شروع و تا پشت بام ادامه دارد و در پشت بام 9 عدد برجک به صورت آجر کاری مشبک قرار دارد که عبور کبوتران ، تهويه و نورگيری را ميسر می کنند . ارتفاع اين برج متر وقطر استوانه ی بزرگ آن 60/6 متر است .

برج ردان

اين برج در 3 کيلومتری جنوب شرقی اصفهان در کنار کانال آب در قريه ی ردان قرار دارد واز نوع استوانه ای است.
پلان طبقه ی همکف و اول آن مشابه بوده و در بام آن 10نور گير وجود دارد که يک در ميان مربع ودايره هستند ابعاد آجرهای آن 4×24×24 سانتی متر است.
قطر برج 30/13 متر و ارتفاع استوانه ی بزرگ 20/10 متر می باشد

برج های هزار جریب
از اين برجها دو برج باقی مانده است .يکی واقع در دانشگاه اصفهان و ديگری در امتداد جنوبی خيابان شيخ صدوق اين دو برج از لحاظ ساخت پيشرفته ترين برجها هستند و دارای لانه کبوترهای بيشتری هستند .

برج دانشگاه اصفهان :
اين برج باارتفاع استوانه ی بزرگ آن از زمين 30/13 متر است و ارتفاع کل برج 70/16 متر می باشد
ابعاد آجرهای آن 4×24×24 سانتی متر و ابعاد لانه های آن 25×17×17 سانتی متر می باشد .

از اين برجها دو برج باقی مانده است .يکی واقع در دانشگاه اصفهان و ديگری در امتداد جنوبی خيابان شيخ صدوق اين دو برج از لحاظ ساخت پيشرفته ترين برجها هستند و دارای لانه کبوترهای بيشتری هستند .

برج هزار جريب ( شيخ صدوق ) :
اين برج مجموعه ای از هشت استوانه ی کوچک در اطراف يک استوانه ی بزرگ مرکزی می باشد ، اتصالات استوانه های خارجی وداخلی سختی سازه را افزايش داده و پرواز ناگهانی چند هزار کبوتر به پايداری برج آسيبی نمی رساند .
ارتفاع استوانه ی بزرگ آن از زمين 20/13 متر و قطر آن 50/13 متر است

امنیت کبوترخانه ها
هر کبوتر خانه مانند يک دژ نظامی بايد در برابر همه ی دشمنان کبوتر که تعداد آنها کم هم نيستند مقاوم ونفوذ ناپذير باشد .
اين نفوذ ناپذيری نه تنها بايد قوش ، قرقی ، جغد ، کلاغ ، گربه و روباه و تا حدی آدميزاد را در بر می گيرد ، بلکه مار و موش را نيز شامل گردد . موش اگر چه مستقيماً دشمن کبوتر نيست اما با عمل کانال سازی خود در زير پی ها می تواند از طريق زير زمين راه را برای ورود مار به داخل کبوترخانه ها فراهم آورد . برای پيشگيری از ورود پرندگان مزاحم و مهاجم به کبوترخان در کبوترخانه های ايران به ويژه نمونه های گلپايگان و خمين لانه های ورودی کبوتر ( کبوتر رو ) کاملاً حساب شده وگاه بوسيله تنبوشه هايی استاندارد بنا شده اند . چنانچه کبوتررو کمی بزرگتر باشد ساير پرندگان شکاری و مزاحم به آن رخنه می کنند و اگر کوچکتر باشد کبوتران بزرگتر قادر به ورود به آن نيستند .
برای جلوگيری از بالارفتن گربه ومار در برجهای مدور به شيوه ی اصفهان از نوار و يا نوارهايی از گچ در کمر برج و در نمونه های خمين و گلپايگان و خوانسار علاوه بر اين نوار از فرورفتگيهايی در نبشهای مکعب مستطيلی کبوترخانه ها و گاه تسهيلات ديگر استفاده می کنند . رنگ سفيد نوار و نوارهای گچی علاوه بر زيبايی به جلب کبوتران کمک می نموده است .
احياناً کبوتران چاهی به مرور نسبت به اين رنگ بازتاب شديدی از خود نشان داده اند . نصب تله ی مارگير که خود به تنهايی ابداع خلاقانه ای می باشد در کبوترخانه های
خمين ، گلپايگان و خوانسار نيز رايج بوده است .
امروزه در فن آوری های کشاورزی استفاده از بو وهورمون برای راندن و یا به دام انداختن حشرات مطرح می باشد .
در گذشته از اين فکر برای فراری دادن برخی دشمنان کبوتر استفاده می شده است برای مثال در کبوتر خانه ها از بوی برخی جانوران مانند گرگ ،کفتار وبوی برخی گياهان مانند کندر وسراب استفاده می شده است . در برخی روستاهای گلپايگان وخمين سر گرگ وکفتار را در کبوترخانه ها می گذاشتند
علل خرابی و انهدام برجها
علل گوناگوني كه باعث از بين رفتن برجها شده اند را ميتوان به صورت زير خلاصه نمود:
1 - با بررسي كه در برج هاي اصفهان و حومه به عمل آمده ، معلوم گرديد كه برج ها نسل اندر نسل ، از پدر به فرزند رسيده و بيشتر آنها متعلق به ورثه ي مالكين قبلي مي باشد. در موقعي كه بين مالكين اختلاف بروز مي نمود هر يك از شركا بنا به مصالح خود برج را رها كرده و بدين ترتيب تعميرات برج به موقع انجام نمي شد. عدم رسيدگي به كبوتران به ويژه دانه ريزي در فصل زمستان، باعث مهاجرت كبوتران و از فعاليت افتادن تدريجي برج مي شد.

2 - درانتخاب محل برج بايد دقت شود كه اطراف آن سروصداي زيادي نبوده و صحرا براي دانه خوردن وجود داشته باشد.در يك قرن اخير به علت گسترش شهرها و دهات و ازدياد جمعيت و سروصداي وسايط نقليه، تعداد زيادي از اين برجها به علت مهاجرت كبوتران از فعاليت باز مانده اند. در اين مورد مي توان برجهايي كه در اطراف جاده هاي جديد الاحداث قرار گرفته اند، نام برد.
3 - به علت ترقي بي رويه ي قيمت زمينها و تبديل زمينهاي زراعتي به مسكوني، ايجاد واحدهاي صنعتي و مسكوني ، بهره برداري تعدادي از برج ها را غير ممكن ساخته ، حتي در بعضي موارد ديده شده كه برجهايي را به علت فوق تخريب كرده اند.
4 - با اينكه تيراندازي در محدوده ي 500 متري برج ها ممنوع مي باشد ، باز هم شكارچيان خطر بزرگي محسوب مي شوند و عامل فرار كبوتر ها و متروك شدن برج ها مي شوند.
5 - برج بايستي در زمستان كه دانه و غذا براي كبوتران پيدا نمي شود ، دانه ريزي شود. اين از وظايف مالك است كه فراموش شده است و باز عاملي براي مهاجرت كبوتران مي شود.
6- ساختمان برج به ويژه فضاي داخلي لانه هاي كبوتران بايد به نحوي باشد كه كبوتران با كمال آرامش در آن به توليد نسل بپردازند . هواي داخلي برج مرطوب بوده و گرماي لازم را جهت سكونت كبوتران داشته باشد. به تجربه ثابت گرديده ، برج هايي كه سرد هستند به ندرت كبوتر به خود جذب مي كنند.
7- برجها را بايد حتي الامكان از آفت حفظ نمود. آفت اكثر برجها مار، شاهين ، باز، بوف، نوعي موش و خانه ي لك لك مي باشد. مارها در بيشتر برجها رخنه مي نمايند و براي جلوگيري از ورود آنها به داخل برج ، از كمربند گچي كه به اصطلاح محلي ، شال گچي نام دارد بايد استفاده شود و اين كمربند در تمام برجها ديده مي شود . چنانچه مار بخواهد از آن عبور كند به علت صافي سطح گچ به پايين مي افتد. ولي اگر سوراخي در برج وجود داشته باشد مار به داخل برج نفوذ مي كند و در مدت كوتاهي باعث از بين رفتن تعداد زيادي كبوتر مي شود. دراين مورد تدبيري وجود داشته، به اين صورت كه درظرفي مسطح كه لبه ي آن هم سطح كف بوده ، شير مي ريخته اند واطراف آن را به صورت حلقه اي، پودر آهك. مار به خاطر علاقه ي زياد به شير از روي آهك رد مي شود . ماليده شدن آهك به بدنش باعث مرگ او خواهد شد.
8 - درحال حاضر به علت وجود كودهاي شيميايي و ديگر كودها استفاده از كود كبوتر خانه ها با توجه به هزينه ي گزاف آن مقرون به صرفه نبوده و از اين جهت مالكين و يا كشاورزان حاضر به نگهداري و آباداني و حتي تعمير برجها نمي باشد.
9 - يكي ديگر از علل خرابي برجها عدم رسيدگي به تعميرات برجها، نفوذ آب از صحراهاي اطراف به پي برجها و برف و باران و نداشتن شيب مناسب و ناودانهاي مربوط به بام برج مي باشد


ارگ قورتان اصفهان، دومین سازه خشت وگلی جهان


اصفهان - ارگ قورتان،
ارگی عظیم افراشته بر کرانه زاینده رود به عنوان دومین سازه خشت و گلی جهان در منطقه ورزنه در شرق اصفهان خودنمایی می کند و چشم هر بیننده ای را خیره می سازد. اگر از شهر اصفهان به طرف شهر -ورزنه حرکت کنید، پس از ‪ ۱۱۰‬کیلومتر به روستایی در کرانه های زاینده رود خواهید رسید که محلی ها، آن را قورتان یا گورتان می نامند. اهمیت این روستا از آن جهت است که دومین سازه عظیم خشت و گلی جهان یعنی ارگ قورتان را در خود جای داده است. قدمت ارگ به قرن چهارم هجری و دوره دیلمیان بازمی گردد،البته برخی مورخان با کشف بقایای ظروف سفالی در شرق این روستا و تخمین قدمت آنها معتقدند پیدایش روستای قورتان به دوره هخامنشی مربوط می شود و بعدها به دلیل ناامنی و وجود فشارهای حکومتی، مردم روستا ناگزیر به ساخت ارگ شده اند. در تاریخ جامع ایران نیز قدمت روستا به دوره حکومت بهرام پنجم (ملقب به بهرام گور فرزند یزدگرد اول) نسبت داده شده است چرا که در گذشته قلعه یی در شمال غربی روستا وجود داشته که به آن بارام شاه (مخفف بهرام شاه) اطلاق می شده و محلی ها بعدها با ساخت ارگ، به آن قلعه قدیمی، قلعه کنی (قلعه کهنه) می گفتند. البته سال ها از تخریب قلعه کهنه می گذرد و امروزه در محل آن، کشاورزی انجام می شود. انتساب ارگ قورتان به دوره حکومت بهرام گور قویتر به نظر می رسد زیرا نقل است بهرام گور هنگام شکار با اسبش در تالابی فرو می رود و می میرد و به احتمال زیاد، آن تالاب، تالاب گاوخونی بوده است. عده یی بر این باورند که منظور از قورتان، (گوردان) است و این تغییر نام در طول زمان به واسطه محدودیت های حروف در زبان عربی به وجود آمده است. گوردان به معنی جایی است که گور (گورخر) فراوان دارد، زیرا شهرها و محل هایی که زیستگاه های اصلی گورخر ایرانی هستند معمولا با گور آغاز می شوند و گوردان نیز از همین قاعده تبعیت می کند. عده دیگر معتقدند: قورتان به معنی انبار سلاح و مهمات است و این احتمال می رود که ارگ قورتان قلعه یی نظامی بوده و در قسمت هایی از آن سلاح نگهداری می شده است. با این حال،تا سال‪ ۱۳۳۵‬تمامی مردم روستای قورتان در ارگ زندگی می کردند و بتدریج با برقراری امنیت درخارج از ارگ و افزایش جمعیت اهالی به ساخت خانه در بیرون ارگ اقدام کردند تا جایی که امروزه تعداد انگشت شماری خانوار در محوطه پنج هکتاری ارگ زندگی وبقیه اهالی نیز از ارگ به عنوان محلی برای نگهداری دام و علوفه استفاده می کنند. زبان اهالی قورتان علاوه بر فارسی برگرفته از زبان زردشت است. غیر از ارگ نقاط دیدنی دیگری نظیر قلعه ناواب، نخلدان، کبوترخانه، آب انبار روستایی بلان و پنج مسجد در قورتان قرار گرفته اند که هر یک آثاری منحصر به فرد به حساب می آیند. خروج اهالی از ارگ و نگهداری حیوانات درون آن باعث شده است آسیب فراوانی به آن وارد شود، اما عده یی از اهالی به منظور حفظ ارگ و جلوگیری از تخریب بیشتر آن تشکلی را با نام حامیان ارگ زنده به ثبت رسانده اند. از اقدامات جالب توجه این گروه بازسازی یکی از کبوترخانه ها (محل نگهداری از کبوتر در اطراف ارگ و با هزینه اهالی قورتان) بوده است ونیز ازدیگر اقدامات موثر حامیان ارگ زنده رود، تلاش برای ثبت ارگ قورتان در فهرست آثار ملی بوده است تا جایی که ارگ قورتان به عنوان دومین بنای عظیم خشت و گلی و تنها قلعه مسکونی ایران در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. این اثر بی نظیر مانند عروس درمنطقه کویری شرق اصفهان هرساله پذیرای میهمانان نوروزی و نیز گردشگران داخلی و خارجی است.

كاهگل شگفتي معماري ايراني

به نام خدا
يادتان هست هنگام بارش باران عبور از كوچه هاي كاهگلي طالخونچه واستشمام بوي كاهگل چقدر دلپذير بود ويا فصل پاييز اغلب مردم اندود كاهگل را براي ساختمانهاي خود آماده ميكردند ودست جمعي كاهگل مالي ميكردند؛ اين اندود سقف وديوار از شگفتيهاي معماري ايراني است كه در زير مقاله اي دراين باره را باهم ميخوانيم:

در زمانى نه چندان دور در تمام شهرها اغلب ساختمان ها با خشت خام، گچ و كاهگل بنا شده و اين مصالح به طرز شگفتى با زندگى ايرانى تناسب داشته و شگفتى هايى را در خود دارد. كاهگل در قالب تناسبات دلپذير تركيب با كاشى، چوب و يا سنگ و مصالحى مشابه تركيب شده و معماران ايرانى از آن ها براى تزيين ساختمان ها كمك گرفته اند.
در مجموع شهر ايرانى براى مردم اين سرزمين با خصوصيات معينى و با يك معمارى موزون، اصيل و تناسبات زيبا بنا شده است.
با بهره گيرى از اين مصالح و بر روى فلات ايران، در چشم انداز شهرها، بام هاى كاهگلى ميان آدميان و حرارت خورشيد حفاظ مى شده اند. بدين ترتيب بادگيرها شهر را تهويه كرده، نورگيرها به تالارها و هشتى ها سايه روشن ملايمى مى داده اند و حياط هاى گود كه اطاق ها آن ها را دور مى زده اند يك حوض سنگى و چند درخت را در ميان گرفته نيز به زندگى ايرانى لطافت مى بخشيده اند.
هم اكنون نيز در ميان وزن حجمهاى كاهگلى بامهاى گنبدى و بادگيرهاى سر به آسمان كشيده پوشش دالان ها و تيمچه هاى بازارى، حسينيه ها و بالاخره گنبد و مناره هاى مسجد جامع و مساجد ديگر و بقعه ها به چشم مى خورد.
با اين وصف بايد تاكيد كرد كه تاريخ شروع مصرف كاهگل را در تمدن ايران نمى توان دقيقا تعيين نمود لكن وجود آن در قديم ترين آثار معمارى فلات دليلى است بر اين كه اين ماده با زندگى اقوام سرزمين ايران از ابتدا آميخته شده و شناسايى و استفاده از آن طى قرون نسل به نسل رسيده است.براى آسايش قوم ايرانى معماران، شهرها را با قشرى از كاهگل پوشانيدند و از ميان اين پوشش سبزى شاخه درختان از حياط ها بيرون آمد.
رنگ دلنشين كاهگل نه تنها زيبايى فوق العاده اى به شهر ايرانى مى داده بلكه بر زندگى مردم روشنى و رنگ بخصوصى مى پاشيده است.اين خمير در سرزمين ما به صورت يكى از مصالح اساسى در انواع معمارى مختلف بكار رفته و با دست آدميان و با نيت خوش به روى همه شهرهاى ايرانى كشيده شده و زندگى در شرايط اقليمى بهترى زير حمايت آن ادامه مى يافت.ترتيب ماده كاهگل از ابتدا تا امروز يكسان بوده و شامل دو ماه ساده است.
ماده اول كاه است كه پس از درو گندم و خشك شدن و كوبيدن و با كمك چهار شاخ به هوا پرتاب شدن با جزئى نسيمى، از دانه هاى گندم جدا شده آرام بر روى زمين مى ريزد، سپس آن را جمع آورى نموده و براى مصرف هاى مختلفى انباشته مى كنند.به اين ترتيب در اغلب نقاط ايران كاه به آسانى و به ارزانى به دست مى آيد، الياف آن ماده گل را بهم مى كشد و گل را مسلح مى كند همانطور كه آهن بتون را.
ماده دوم گل است كه حتى المقدور براى ساختن از خاك رس استفاده مى كنند، قبل از اين كه خاك را آب بدهند آن را با كاه به خوبى مخلوط مى كنند و به شكل تپه كوچكى در مى آورند، ميان آن را گود مى كنند وداخل آن به نرمى آب مى ريزند، خاك و كاه را با آب مى اندازند تا در آب گل، زردى كاه نمودار شود، سپس خمير را مالش مى دهند و به تدريج كاهگل ساخته مى شود.با وجودى كه ساختن اين خمير در نهايت سادگى انجام مى شود، معهذا چگونگى مخلوط و مقدار هر كدام از ماده امرى حساس است، با كمبود كاه ماده كاهگل ترك بر مى دارد با كم بود مقدار خاك الياف كاه مانع روانى آب باران مى شود.كاهگلى كه براى پوشش بام ها ساخته مى شود كاه كمترى دارد و در عوض به خمير آن خاك شنى، از شن چاه مى افزايند تا در مقابل باران به جاى كاه قشر كاهگل را تقويت نمايد و در مورد كاهگلى كه براى پوشش ديوار تهيه مى شود كاه بيشترى به مخلوط اضافه مى كنند تا متن كاهگل صاف تر شود و نيز ترك بر ندارد
با به كار بردن خاك رس سرخ ترى كاهگل رنگ سرخى به خود مى گيرد و متن آن براى گرفتن نقوشى از گچ آماده مى شود.قشر كاهگل عايق است، گرما و سرما از آن عبور نمى كند، باران از پوشش هاى گنبدى و سقف هاى طاقى آن نشست نمى كند، همهمه كوچه ها و بازارها در آن گم مى شود و لازم به توضيح نيست كه گرد آمدن خواص اين چند عايق در يك ماده به ندرت ديده شده است.كاهگل ارزان بوده و در اغلب شهرهاى ايران به فراوانى يافت مى شده است. قيمت خروار آن ناچيز بوده و با اين مقدار كاه سطوح بزرگى از اندود گل را مسلح مى كرده اند.ضمن آن كه كاهگل را همه كس مى توانسته بسازد و ماواى خود را با آن بپوشاند و حفظ كند.اندود كاهگل آسان كشيده مى شده، آدمى با يكدست خمير آن را بر مى دارد و بر روى سطح دلخواه پهن مى كند. در اين مورد حتى بكار بردن ماله در كشيدن آن روى سطوح نشانى از امكانات صاحب خانه بوده است.كاهگل مانند خمير نرمى بر هر حجمى پوشانيده مى شود و در اين مورد معماران حداكثر استفاده را نموده و توانسته اند براى شهر هاى ايرانى ميراث ارزنده اى از حجم هاى جالب به جا گذارند.گرچه كاهگل به سهولت و به ارزانى به دست مى آيد لكن به علت خواص فوق العاده اى كه در بر دارد به صورت متن شهرهاى ايرانى درآمده و به بنايى قدم گذاشته است، به كلبه بى بضاعتان، به اعيان نشين ها، به كوره ها، به بازارها، به حمام ها، به تكيه ها و بالاخره به مسجدها، و همه اين ساختمان هاى شهر با كوچه هايى كه ميان ديوارهاى كاهگلى مى دود به هم مربوط مى شود.معماران تيز هوش از گرمى رنگ كاهگل براى متن تزيينات ديوارى داخل بنا نيز استفاده كرده اند. ديوار حياط هاى داخلى را از بهترين خمير سرخ فام پوشانيده و بر آن با خطوط برجسته گچ نقش هاى هندسى انداخته اند و يا آن را به داخل هشتى هاى ورودى كشيده و بر آن نقش هاى تصويرى ساخته اند.رنگ كاهگل نور شديد و گاه زننده آفتاب سرزمين ما را براى ساكنان آن مطبوع نموده و در گرفتن فصل سال برگشت اشعه خورشيد و حرارت آن را از روى بام ها و يا ديوارهاى كاهگلى به حداقل رسانيده است.استقامت و دوام آن قابل ستايش است. تنها در مناطقى که باران هاى فصلى شديد ببارد، ناچار هر چند سال يكبار اندود تازه اى از كاهگل بر روى اندود سابق بام كه قسمتى به هم فشرده مى شوند قرار مي دهند.به اين ترتيب تعمير و تقويت آن امر ساده اى است و احتياج به تخصص ندارد، اين تعمير براى پوشش ديوارها كمتر اتفاق مى افتد، كاهگل سال ها بروى ديوارها مى ماند به طورى كه اندود بناهاى رها شده قرون گذشته هنوز برجاست.و اما امروز.... امروز تهران مانند كليه شهرهاى پرجمعيت جديد و بدون برنامه دنيا به ناچار قيافه بى شخصيتى به خود گرفته است. ايجاد ساختمان هاى عظيم فلزى و بتون ارمه تمدن دنياى غرب مانند سالن هاى سينما، هتل ها، فرودگاه ها و غيره باعث هجوم تكنيك هاى مختلف ساختمانى غربى شد و طبعا مصالح معمارى قوم ما كه با تجربه، زيبايى و شخصيت همراه بود در اين پايتخت به مصالح خشك و سرد تكنيك هاى ناآشنا تبديل گرديد. البته كاهگل هنوز در برخى از مناطق كشور در زمره مصالح مورد استفاده اكثر ساكنين مملكت ماست و با ديدن ساختمان هاى غريب پايتخت كه هر كدام نمونه اى از فكر شلوغ دوره ما و نيز هجوم مصالح جديد است، شهر آرام كاهگلى زيباتر و درخشنده تر و عزيزتر جلوه مى كند. منبع :
سایت لینکستان

بهشت كوچك خانه هاي قديمي

منزل و سازه های سنتی آن در ایران قدیم، دارای بار فرهنگی، هنری و ویژگی های منحصر به فرد روانشناختی است که معماری مدرن امروزی در بسیاری موارد از آن بی بهره مانده است. اصول حاکم بر ساخت خانه در اکثر موارد بر پایه افزایش صمیمیت و حفظ حرمت های شخصی اهالی بود و مواردی از قبیل شرایط اقلیمی، جغرافیایی، مذهبی و نیز راحتی افراد خانواده در همه ساخت و سازها در نظر مي آمد. علاوه بر آن، وجود فضای کافی برای ساخت و ساز در شهرها و روستاها یکی از مهمترین دلایل تلفیق معماری ، هنر و سنت با یکدیگر بود كه امروز به دليل فقدان فضای کافی و ماشینی شدن زندگی درکمتر خانه ای ديده مي شود.برای آشنايي بیشتر با منزل و فضاهای سنتی آن در ایران به سراغ مهندس کریم متقی، رفتیم تا ریزه کاری های هنر معماری در ساخت خانه های ايراني را از زبان اين کارشناس معماری بخوانيم.
اصول ساخت و ساز
معماران قدیم در ساختن خانه سه اصل مهم را رعایت می کردند، یکی اقلیم، دیگری ویژگی های شهری هر منطقه (از جمله جریان هوا، عارضه های طبیعی مثل کوه و رودخانه و ...) و در نهایت استفاده از مصالح مقرون به صرفه و کم خرج.خانه هايي که در زمان صفویه یا قاجار ساخته می شدند، اکثرا دارای بار فرهنگی، هنری و معماری هستند تا اعضای خانواده بتوانند در فضایی صمیمی توام با زیبایی و خلوصی که نسبت به یکدیگر داشتند زندگی راحتی را در کنار هم سپری کنند.هر فردی که قصد داشت در زمان صفوی و قاجار خانه ای بسازد، در مشورت با استادکاران و بناها قطعه ای زمین مشخص می کرد و سپس مشغول ساخت آن می شد. اغلب خانه ها دارای سه ضلع شمال، غرب و شرق بودند و در بیشتر موارد زیرزمین هم داشتند. موارد اصلی که برای ساخت یک خانه لحاظ می شد، شامل جهت یابی بود، مثل دانستن این نکته که بادهای مضر از کدام سو می وزند یا اینکه آفتاب بیشتر از کدام جهت می تابد. سپس براساس میزان خرج و دخل خانه و تعداد جمعیت ساکن در آن، معمار، زمین را جانمایی کرده و تعداد اتاق ها، متراژ حیاط و دیگر قسمت های خانه را تعیین می کرد.خانه های قدیمی که متعلق به قشر نسبتا مرفه جامعه بودند، دو بخش اندرونی و بیرونی داشتند که چنانچه جمعیت زیاد بود، برای قسمت خدمه نیز یک حیاط کوچک با تعدادی اتاق در نظرگرفته می شد. خدمه ها شامل نظافت چی، آشپز و درشکه چی بودند، بدین ترتیب که شوهر خانواده به عنوان راننده، خانم به عنوان آشپز و بچه های نیز به عنوان پادو در این خانه های قدیمی مشغول به کار بودند. افرادی هم که تجارت پیشه بودند حتی بخشی از خانه خود را به صورت انبار در می آوردند ودر برخی خانه های خاص نیز بخشی را به عنوان زندان مورد استفاده قرار می دادند. بر همین اساس اغلب خانه ها بسته به شرایط اهالی خانه و اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ساخته می شد.برخی خانه ها دارای دو ورودی اصلی و فرعی بودند و بخشی نیز به درشکه خانه یا طویله اختصاص داشت.

شاه نشین
در داخل اندرونی نیز، قسمتی که در شمال قرار می گرفت و آفتاب خور بود، بزرگتر و با اهمیت تر ساخته شده و شاه نشین محسوب می شد. شاه نشین اتاقی است با ارتفاع نسبتا بلند که معمولا ارتفاع آن دوبرابر دیگر اتاق های خانه بود، در قسمت بالای این ارتفاع، سقف نیم گنبدی قرار می گرفت و چون ارتفاع زیاد بود باعث خنک شدن اتاق می شد.شاه نشین ها با تزئینات خاصی نظیر نقاشی، شیر و شکر در زیر گنبد و در زمان قاجار با آیینه کابری همراه بود. گچ بری های نفیس به همراه تندبری ها در اطراف اجاق و نقاشی های شیشه ها نیز از جمله این تزئینات به شمار می رفت. یک ارسی (پنجره) بالا رو، با شیشه های رنگی همراه با الحاقات مربوط به آن نیز در اتاق شاه نشین وجود داشت که اغلب سه دری یا پنج دری بود.درست در مقابل شاه نشین یک حوض بزرگ ساخته می شد و چون آب ذاتا خنک است، باعث می شد هوای مطبوعی در اتاق جریان یابد؛ به این ترتیب که هوای داغ به سمت بالا و طاق نیم گنبدی می رفت و هوای سرد بین شاه نشین و حوض در جریان بود. از سوی دیگر به دلیل آنکه شاه نشین آفتاب خور و مایل به حوض است، اشعه های آفتاب که به سطح آب برخورد می کرد، با زاویه ای شکسته شده و به ارسی برخورد می کرد و باعث می شد، صفحه ای با شیشه های رنگی منقوش روی سقف انعکاس یابد و همانند پروانه هایی در بالای سقف با حرکت آب به حرکت درآید. همچنین همزمان با تغییر جهت آفتاب، با برخورد نور به شیشه های ارسی، فرش رنگینی در کف زمین ایجاد می شد.
اندرونی
خانه های قدیمی عموما خانه هایی درون گرا محسوب می شوند به این دلیل که درون خانه بسیار اهمیت دارد و صاحبان خانه سعی می کردند با ایجاد یک باغچه به همراه حوض آب در حیاط، بهشت کوچکی را برای خود خلق کنند اما بیرون خانه اغلب از خشت و گل استفاده می شد.
گوشواره
اما از آنجا که اتاق های شاه نشین اکثرا نمی توانند به تنهایی ایجاد شوند، در دو طرف این اتاق ها، دو اتاق گوشواره با دو منظور ایجاد می کردند، یکی اینکه از رانش گنبد جلوگیری کنند و دیگر اینکه اگر تعداد میهمان ها در اتاق شاه نشین زیاد شد، برای پذیرایی بهتر، تیغه ها یا سردری ها را باز کنند تا اتاق به سالنی بزرگ تبدیل شود. این اتاق بزرگ گوشواره، به صورت طاق و (تعویضه؟) است به این صورت که لنگه های طاق ها با صورت هلال، گنبد شاه نشین را مهار کنند. در داخل گوشواره ها نیز قسمت های پرتی یا مرده فضا را به صندوق خانه، دولاب یا انباری تبدیل می کردند.از سوی دیگر به دلیل آنکه اتاق ها بزرگ بود، برای اینکه مصالح زیادی به کار گرفته نشود و فشار به زیر زمین نیز وارد نیاید، جرزها را قطور می گرفتند و در داخل آنها تاقچه هایی پایین یا بالا (رفت) تعبیه می کردند که هم چشم نواز بود و هم مصالح را کم می کرد و هم فشارها را بر روی سردری ها انتقال میداد.دو ورودی نیز برای اتاق شاه نشین توسط پله درنظر گرفته می شد که معمولا پله ها دارای ارتفاع زیادی بودند تا نور زیرزمین از طریق این ارتفاع تامین شود. همچنین زیر ارسی ها سنگ های مشبک یا حفاظ های چوبی با نقوش هندسی و غیرهندسی تعبیه می شد یا زیر آنها را به صورت ساده و مربع کار می کردند تا نور و تهویه مناسب را برای زیر زمین فراهم آورد.قسمت های دیگر شاه نشین نیز سمت شرق و غرب بود که در آن اتاق هایی با سقف کوتاهتر در یک طبقه ساخته می شد. سقف این اتاق ها در زمان صفوی معمولا جناغی بود اما در زمان قاجار سقف ها تخت بودند که با تیرهای چوبی پوشش داده می شد. این بخش برای اموری که به تجارت یا کارهای اداری محسوب می شد، مورد استفاده قرار می گرفت.در داخل اغلب حیاط های زمان صفوی و قاجار معمولا رنگ سفید مشاهده نمی شود؛ زیرا در مناطقی که هوا گرم تر است نور مستقیم خورشید برای چشم ضرر دارد بنابراین از مصالحی استفاده می شد که رنگ آن نخودی یا کرم رنگ بود تا انعکاس نور را برطرف کند.
حوض خانه
اما بخشی از سردخانه که آفتاب نمی خورد در تابستان بهترین مکان برای استراحت کردن و نشستن بود، این بخش زیرزمین ندارد و دارای چاه آب است. همچنین حوض خانه ای نیز در این بخش وجود داشت که در آن از چاه آب به سبک گاو رو استفاده می شد به این معنی که با استفاده از چرخ ها و لوله های سفالی که (تبنوشه؟؟) نامیده می شد، حوض خانه را با آب پر می کردند و با بازکردن دریچه حوض خانه، فشار آب باعث به جریان انداختن فواره در وسط حوض می شد.
زیرزمین و مطبخدر سه طرف خانه های قدیمی زیرزمین ساخته می شد که هم به عنوان انباری مورد استفاده قرار می گرفت و هم در مواقعی از سال از این زیرزمین ها به عنوان محل زندگی و پذیرایی استفاده می شد. بخشی هم به عنوان مطبخ (آشپزخانه) وجود داشت و موقعیت آن به گونه ای بود که به دوقسمت اندرونی و بیرونی خانه نزدیک باشد. در برخی خانه ها نیز آشپزخانه روباز بود که حوضچه ای برای ارسی، چاه آب و بخش کوچکی نیز به عنوان اجاق در آن لحاظ می شد. مطبخ معمولا به دو انباری نگهداری و سرو غذا و همچنین انتقال آن به دیگر بخش های خانه اختصاص می یافت.
ورودی
معمولا خانه های بزرگ قدیمی دارای سه ورودی بودند که به سه بخش مختلف راه پیدا می کرد. قسمت بیرونی که مخصوص افراد غریبه بود؛ داخل اندرونی که کمترین فاصله را با اتاق های خانه داشت و ورودی دیگر که مربوط به قسمت اداری یا تجارت صاحب خانه بود.یکی از مهمترین وجوه اشتراک خانه های قدیم و جدید را می توان در تعبیه پارکینگ در خانه های امروز و اصطبل خانه یا درشکه خانه در قدیم دانست که هر دو با گذر بسیار نزدیک به قسمت های مختلف خانه ارتباط پیدا می کرد.
هشتی خان
ه
از دیگر قسمت های خانه های قدیمی می توان به هشتی خانه یا لابی اشاره کرد که بخش انتظار است. این هشتی خانه در اکثر خانه های کوچک نیز وجود داشتند که پشت در ورودی اصلی ساخته می شد و سپس توسط دالانی به دو قسمت راه پیدا می کرد. یکی به بخش خدمه و دیگر به بخش اندرونی خانه. هشتی خانه معمولا هشت ضلعی و اتاق نسبتا بزرگی است که دارای تزئینات مختصری هم هست؛ به خصوص در سقف که با نقوش هندسی هشت ضلعی توسط شیشه و گچ بری تزئین می شود و چشمه های نوری نیز در بالای سقف دارد که به آسمان راه پیدا می کند.
سردر خانه
سردر خانه ها در قدیم بخشی بوده که نشان دهنده دوران آرامش و شکوفایی محسوب می شود. همچنین بسته به تزئینات، سردرها نشاندهنده وضعیت اقتصادی مالک خانه بوده اند. سردرها معمولا دارای دو سکو هستند که می توانند از سنگ یا آجر ساخته شده باشند که در لبه های آجر از چوب و گل استفاده می شده است. درهای چوبی بزرگی نیز در قدیم ساخته می شدند که نیم هلالی بودند و بعضا از نقوش هندسی برای تزئینات آن استفاده می شده است.
هنر و تزئینات
هنر سنگ کاری مهمترین بخشی است که در خانه های قدیمی به ایستایی واستحکام خانه ها کمک می کند. در قسمتی از خانه نظیر پله های مشرف به حیاط، استادکاران با استفاده از هنر سنگ تراشی، سنگ نصب می کردند و برای اینکه جلوه زیبایی نیزداشته باشد، نقوش بسیار زیبایی را در آن ایجاد می کردند. همچنین پلکان، حوض خانه ها، هاون یا سنگ آبها نیز همگی از جنس سنگ بوده اند، کف خانه ها را نیز اکثرا با آجرهای مربع شکل که در کوره های سنتی پخته می شد آجر فرش میکردند. به این ترتیب که گل را در قالب هایی ریخته و سپس یکی دوبار قالب را به زمین تقه می زدند تا گل جا بیفتد و سپس آن را در کوره می گذاشتند. این گونه آجرها، خصوصیات و ویژگی های خاص خود را داشته که مهمترین آن، مقاومت آجر دربرابر ضربات باران بوده است و به همین دلیل از آن برای پشت بام یا کف حیاط از این آجر استفاده می کردند. آجرهایی که امروزه ساخته می شود، به دلیل ترکیبات، بسیار سست و البته سنگین وزن است و به محض اینکه پا می خورد، فرسایش در آن ایجاد می شود. به همین دلیل اکنون کف حیاط ها را به جای آجر با موزائیک یا سنگ فرش می کنند که این روش نیز اشکالاتی دارد؛ از جمله آنکه رطوبت باغچه ها و نم لوله ها به سمت کف حیاط نمی آید و به سمت زیرزمین ها و جرزها می رود؛ یااینکه با یخ بستن موزائیک ها یا سنگ فرش ها در فصل زمستان، موزائیک لغزنده شده و خطر آفرین می شود.در خانه های امروزی، اتاق پذیرایی با قسمت شاه نشین مقایسه می شود که در قدیم با تزئینات گچ بری و نقاشی همراه بوده و باغچه های حیاط زینت بخش آن می شده اما امروزه در پذیرایی از انواع گل های مصنوعی استفاده می شود. به دلیل فقدان ارسی و چشم انداز بالا رو در اتاق های پذیرایی امروز، از تابلوهای نقاشی استفاده می شود.ب دلیل اینکه اجاقی در اتاق های پذیرایی وجود ندارد تا اطراف آن را سنگ بری کنند، از یک شومینه با سفال های نسوز و گازکشی شده به عنوان دکور استفاده می کنند؛ و مردم به جای آنکه داخل خانه راتزئین کنند، بیشتر به تزئین نمای بیرونی خانه با آجرهای رنگی می پردازند.
استقامت خانه در برابر باد و باران
در خانه های قدیمی از مصالحی مانند آجر، خشت و گل استفاده می کردند و با کاهگل، پشت بام ها را به صورت طاق و چشمه می ساختند اما امروزه از ایزولاسیون ها و قیرهای شیمیایی برای بام خانه استفاده می شود که پس از شش ماه خشک و شکننده می شود. این در حالی است که کاهگل پس از بارش باران، تا 5 ساعت آب را در خود نگه می داشت و سپس به عنوان یک عایق طبیعی، با تابش اشعه های خورشید این آب را دفع می کرد.خانه های کاهگلی قدیم نیاز به کولر و وسایل خنگ کننده نداشتند زیرا آفتاب شدید کاهگل را داغ میکرد اما کاهگل رسانای حرارت و صوت نیست و گرما یا سرما را به خانه راه نمی دهد، به این ترتیب خانه های قدیمی خنک می ماند، اما نمای بیرونی خانه های جدید از سنگ یا آجر هستند و هنگامی که داغ می شوند، حرارت را به خود گرفته و به تیرآهن یا سیمان منتقل می کنند به این ترتیب در طول روز با وجود روشن بودن انواع وسایل سرمایشی باز هم هوای خانه مطبوع نمی شود.

نمد زير انداز ديروز همه كاره امروز


میترا یزدچی
نمد مالي‌ از صنايع‌ بسيار قديمي است‌ که‌ درباره‌ تاريخ‌ و محل پيدايش‌ آن اطلاع دقيقي در‌دست‌ نيست، ولي‌ قديمي‌ترين‌ نمونه‌‌هايي که‌ از اين‌ صنعت به دست آمده، نمونه‌هاي کشف‌شده در پازيريک‌ متعلق به‌ ايران دوره‌ هخامنشي است‌ و به صورت کف‌ پوش، آويزه ديواري‌‌وجل‌ اسب‌ مي‌باشد و از حيث مشخصات فني و طرح و نقش بسيار جالب‌ و در خور ستايش‌‌است‌.‌

نمد ساده‌ترين‌ نوع کف‌ پوش است‌ و ساخت‌ آن احتياج به‌ دستگاه خاصي ندارد. در نمد مالي‌ ‌در واقع‌ از خاصيت طبيعي پشم که‌ عبارت‌ از در هم‌ پيچيدن الياف آن، در اثر رطوبت‌ و ‌فشار است‌، استفاده‌ مي‌شود.‌ احتمال دارد که‌ اولين بار بافندگاني‌ که‌ الياف پشمي را شسته و براي گرفتن رطوبت‌ آن، با ‌چوبدستي ضربه‌هايي به‌ پشم مي‌زده‌اند، موفق‌ به‌ کشف اين‌ خصوصيت پشم و در نتيجه‌موفق‌ به‌وجود آوردن‌ صنعت نمد مالي‌ شده باشند.‌ ساخت‌ کف‌‌پوش‌هاي نمدين‌، به‌ مراتب‌ ساده‌تر از تهيه ساير کف‌‌پوش‌ها مانند قالي‌ و گليم است‌ ‌و با اينکه از لحاظ مقدار مواد اوليه مورد نياز تفاوت‌ چنداني‌ با قالي‌ و گليم ندارد، با اين حال‌به واسطه‌ سهولت‌ و سرعت‌ عمل توليد بسيار ارزان‌تر از آنها است‌.‌ چون توليد نمد نياز به‌ قدرت‌ بدني‌ فراوان دارد، لذا در اغلب نقاط ايران، نمد مالي‌ به‌ وسيله ‌مردان انجام مي‌شود.‌ ماده‌ اصلي نمد، پشم گوسفند به‌ رنگ‌هاي طبيعي مانند سفيد، قهوه‌اي، سياه و يا ترکيبي از‌آنها براي زمينه و مقداري‌ پشم رنگ‌ شده به‌ رنگ‌هاي گوناگون جهت ايجاد نقوش مي‌باشد. در‌بعضي مناطق، پشم زمينه را هم‌ گاهي‌ رنگ‌ مي‌کنند و در نقاطي ديگر، گاه براي نقوش روي‌‌نمد نيز از پشم خود رنگ‌ استفاده‌ مي‌كنند.‌ ساختن يک‌ قطعه نمد معمولا يک‌ روزه‌ انجام مي‌شود و نمد مالان اغلب به‌ صورت‌ دو نفري کار ‌مي‌کنند. صبح تا ظهر به‌ حلاجي‌ پشم‌ها مي‌گذرد و بعد از ظهر کار اصلي شروع‌ مي‌شود. ابتدا ‌يک قطعه کرباس را پهن مي‌کنند و روي‌ آن قطعه حصيري را که‌ اصطلاحا قالب‌ مي‌نامند‌ مي‌گسترانند. اين‌ حصير مشخص‌کننده اندازه‌ نمد مي‌باشد. سپس پشم‌هاي رنگين را به‌‌صورت‌ رشته‌هايي در آورده‌ و به‌ شکل نقوش گوناگون که‌ اغلب نمد مالان مانند گنجينه‌اي‌ از پيشينيان خود، سينه به‌ سينه به‌ ارث‌ برده‌اند، بر روي‌ حصير رسم‌ مي‌كنند. وقتي کار ‌نقش‌بندي پايان پذيرفت‌، پشم حلاجي‌ شده مخصوص متن را به‌ قطر يکسان روي‌ نقوش‌مي‌ريزند، سپس به اندازه‌ مورد لزوم‌ روي‌ پشم‌ها محلول نيمگرم آب و صابون ريخته و آن را به‌‌ همراه حصير و کرباس زيرين‌ آن لوله‌ مي‌کنند و با طنابي‌ دور آنرا مي‌بندند و کار طاقت‌ فرساي‌ماليدن نمد آغاز مي‌شود. در اين‌ مرحله ضمن وارد کردن‌ فشار، نمد لوله‌ شده را از اين‌ سر‌به آن سر کارگاه مي‌غلتانند و هر چند بار يک‌مرتبه آنرا باز کرده‌ و به آن محلول آب و صابون‌مي‌افزايند تا الياف آن بهتر در هم‌ روند. چون در ضمن ماليدن نمد، اطراف آن از حدود‌حصير فراتر مي‌رود، کناره‌هاي نمد را تا زده‌ و روي‌ نمد بر مي‌گردانند و مجددا نمد را با حصير ‌و کرباس لوله‌ کرده‌ و عمل مالش‌ نمد ادامه‌ مي‌يابد. نزديک‌ به‌ غروب‌ کار نمد مالي‌ پايان مي‌گيرد، سپس آنرا به‌ مدت سه‌ تا چهار روز در فضاي باز ‌مي‌گذارند تا رطوبتش خشک شود.‌ شيوه کار نمد مالي‌ از دير باز تاکنون تغيير زيادي‌ نکرده‌ و تفاوت‌ کار نمد مالان مناطق مختلف‌ايران اندک است‌.‌ امروزه‌ نمد در بيشترين‌ نقاط ايران توليد مي‌شود و مراکز عمده آن عبارتند از: استهبان‌فارس‌، شهرهاي مختلف گيلان و مازندران، سمنان، دامغان، قوچان، کرمانشاه و... توليدکنندگان نمد اکثرا ساکن‌ شهرهايي هستند که‌ در مسير کوچ عشاير مي‌باشد، زيرا ‌مصرف‌کنندگان اصلي نمد ايلات و عشاير ايران هستند و اينان که‌ اغلب کارشان دامپروري‌ و ‌دامداري‌ است‌، پشم مورد نياز نمد مالان را در اختيار آنان قرار داده‌ و متقابلا محصولات‌آنان را خريداري‌ مي‌کنند يا به‌ شيوه قديمي معامله پاياپاي مي‌نمايند. عشاير از نمد به‌ صورت ‌گوناگون مانند کف‌‌پوش چادرها، کلاه، تزئين ديواره‌هاي چادرها، جل‌ اسب‌ و لباس چوپانان‌ استفاده‌ مي‌کنند.‌ اگرچه‌ به‌ علت ارزاني‌ قيمت نمد، بيشترين‌ مصرف‌کنندگان آن، عشاير و روستائيان هستند، ‌ولي‌ نمد با نقوش زيبا و اصيل و رنگ‌‌آميزي‌هاي دلپذير، از توجه‌ هنر دوستان و حاميان‌اصالت‌هاي بومي‌ اين‌ سرزمين نيز برخوردار بوده‌ است‌.‌ امروزه کارآیی نمد نه تنها در ایران بلکه در جهان از زیراندازی ساده تا استفاده از انواع تزئینات فراتر رفته و روز به روز بر کارآیی‌های آن افزوده می‌شود. این تنوع کاربرد با ایجاد تغییراتی اساسی و وسیع در طرح و رنگ باعث خلق آثاری شگفت‌انگیز در نمد شده است که مستلزم تغییر دیدگاه و پذیرفتن نوآوری و خلاقیت در جهت تامین نیاز بازار و سلایق مشتری است.

گيوه بافي يكي از شغلهاي در حال فراموشي

گیوه این پای افزار کهن از قدیمی ترین صنایع دستی این مرز و بوم به شمار می آید.در مورد تکامل این هنر صنعت متاسفانه اطلاعات کمی در دسترس می باشد.البلخی تاریخ نویس معروف در سال ۱۱۰۵ میلادی متذکر میشود که غندیجان (جمیله امروز)در فارس در صنعت گیوه بافی مشهور بوده،و در سال ۱۳۴۰ میلادی که مستوفی جغرافی نگار از آنجا بازدید کرده می نویسد که پیشه گیوه بافی در اوج تکامل بوده است.
گیوه یک پای افزارقدیمی راحت و سازگار با آب و هوای معتدل ایرانی است که البته با زحمت فراوان تهیه شده و حاصل دست رنج چندین نفر اعم از زنان و مردانی است که هنرمندانه کوشیده و با هنر و سلیقه و البته مهارت فراوان خود کفشی را آفریدند که با داشتن خصوصیاتی چون خنک،سبک و قابل شستشو بودن در بین افرادی همچون روستائیان و کشاورزان پذیرفته شده و سالهای متمادی از گذشته تا کنون مورد استفاده قرار گرفته است.این پای افزار از ساده ترین مواد تهیه شده و با ساده ترین روشها نیز ساخته و پرداخته می شود.مراحل ساخت و تولید گیوه حدوداٌ ۲ روز طول می کشد که در ۴مرحله چرم سازی رویه بافی ،تخت کشی،و گیوه دوزی خلاصه می شود که در ادامه این نوشتار مراحل ساخت به تفصیل ارائه خواهد شد.در طالخونچه قديم اين هنر رونق زيادي داشته است كه متاسفانه از افراد گيوه باف قديمي كسي مشغول بكار نميباشد
● مراحل ساخت گیوه
1-چرم سازي
یابتدا پوست گاو را که از بدنش جدا و کاملاٌ تمیز شده است به درون حوض آبی انداخته و مدت یک هفته می گذارند تا خیس بخورد و سپس آن را وارد حوض دیگری از محلول آب و آهک گذاشته و هر ۳ الی ۴ روز پوست را زیر و رو کرده تا محلول به همه جای آن برسد پس از گذشت یک ماه که پوست در آب و آهک ماند آن را خارج کرده و ۲روز در محلول آب و زاج و نمک می گذاریم و وقتی خشک شد آن را با پی و چربی های داغ شده چرب می کنیم و مدت ۲ تا ۳ روز در معرض آفتاب گذاشته تا چربی جذب شود. از این چرم برای کمری،نقاب و پاشنه گیوه و... استفاده می شود.البته گیوه بافان قبل از استفاده از چرم آن را مدت ۲ ساعت خیسانده و سپس بکار می گیرند.
2- رویه بافی
برای شروع رویه بافی ابتدا ته اندازی می کنند.تعداد دانه های ته اندازی به طور تجربی با مساوی قرار دادن اندازه پهنای دورتادور ۲ انگشت سبابه و وسط در کنار هم با مقدار دانه بافته شده بوده است.همین طور که به رج بعدی می رسیم ابتدا ۳ دانه در رج اول بعد ۴ دانه در رج دوم و همین طور رو به بالا اضافه می کنیم تا اینکه به رج ۶۰ برسیم اکنون بافت سینه رویه تمام شده و شروع به بافتن پاشنه می کنیم که ۹ رج است این ۹ رج وقتی کامل شود آخرین رج آن رجی همتراز و به اصطلاح در یک خط صاف خواهد بود. از اینجاست که بافت ۹ رج برای دور ساق پا شروع می شود.پس از تمام شدن این رجها روی رج یکی به آخر مانده یک رج زنجیره بافی می کنند.نخ مورد استفاده رویه بافان نخ پنبه ای ۳لا و سوزنی بلند و باریک می باشد.گفته می شود زنان یک جفت رویه را ۲ روز می بافند و رویه بافی شغل اکثر زنان بروجن در قدیم الایام بوده است.
۳- تخت کشی
در ابتدا باید گفت که در صنعت گیوه بافی ۲ نوع تخت داریم یکی لاستیکی و دیگری تختی که تخت لاستیکی حاصل صنعت و تختی که در ذیل روش ساخت آن آورده می شود دستی بوده و موضوع این قسمت از تحقیق ما می باشد.تخت گیوه را از پارچه های کتانی محکم، کرباس و یا پارچه های کهنه می سازند به این ترتیب که ابتدا آنها را به شکل نوار نوار می برند طول این نوارها به پهنای تخت مورد نظر بستگی دارد این نوارها را مرتب پشت سر هم قرار داده و با درفش وسط آنها را سوراخ کرده و دوال چرمی را از آن رد می کنند.با این کار این نوارها بهم دوخته شده پاشنه جلو و عقب که هر دو چرمی بوده و البته عقبی از جلویی پهنترمی باشد(پاش لنجه)هم به کف تخت وصل می شود.درفش ها را داخل خاکستر می گذارند تا داغ شده و راحت از بین نوارها عبور کند و کار تخت کشی بی عیب و نقص و در کمال مهارت و تمیزی انجام شود.کار دوال رد کردن را چندین بار انجام می دهند تا اتصالات به خوبی صورت گیرد وقتی کار دوال رد کردن تمام شد با نمد خیس تخت را نمدار کرده و با شفره روی تخت می کشند تا سطح تخت همتراز شود و ریش ریش های حاصل از جدا شدن تار و پود پارچه ها ریخته شده و اطراف آن مرتب شود.سپس با نخ و سوزن اطراف تخت را به روش کج بافی می دوزند تا هیچ نخی بیرون نزند یا به اصطلاح در نرود و نوارها شکافته نشود.اکنون با مشته روی تخت می کوبند و مرتب با نمد خیس تخت را نمدار می کنند و شفره می کشند.اکنون مخلوطی از کتیرا ورنگ جوهری سورمه ای را آماده کرده روی تخت می ریزند و با شفره آن را سرتاسر تخت پخش می کنند تا به طور یکدست وصاف به همه جای تخت رسیده و نفوذ کند.هم اکنون تخت آماده عرضه به گیوه باف می باشد قابل ذکر است مراحل یاد شده تا آماده شدن تخت حدود ۲ روز طول می کشد.
4) گیوه بافی
اولین کار در شروع گیوه بافی دوختن کمری،دوری(بانه،چرم) که تسمه ای چرمی است به دورتادور تخت می باشدبه این صورت که ابتدا با درفش سوراخی در دوری و تخت ایجاد کرده و سپس با نخ و سوزن می دوزند.پس از آن یک تکه چرم به شکل مثلث که قبلاٌ بریده شده را برای قسمت پشت پاشنه پا به انتهای تخت می دوزند گاهی هم برای زیبایی از چرم های رنگی روی آن دوباره دوزی می کنند.سپس قالب های چوبی را داخل تخت گذاشته و رویه را روی آن می کشند و شروع به دوختن رویه به دورتادور تخت می کنند.پس از آن با مشته محکم روی گیوه می کوبند تا رویه شکل قالب را به خود گیرد.جلوی قالب پوزه باریک و پشت آن که البته متشکل از چند قالب مکعبی است،مستطیلی است که با اندازه گیوه همخوانی دارد.بعد از دوختن کمری و رویه که با درفش(دروش )کوتاه تیغه گردی انجام می شودقسمت اضافه دوری را به روی نوک گیوه برگردانده و با نخ و سوزن به رویه می دوزند چون این قسمت در برابر سنگ محکمتر است به سنگ بر یاد می شودهمچنین قسمت اضافی در انتهای دوری را هم به پشت گیوه می دوزند.برای بریدن نخ و یا چرم اضافه از شفره استفاده می کنند و برای تیز کردن کش کارد و شفره از سنگ های آهکی کف رودخانه ها استفاده می کنند.

با اقتباس از سايت آفتاب

'گذري بر تاريخچه شهر طالخونچه


شهر طالخونچه در منتهي اليه جنوب غربي استان اصفهان (۶۰ كيلومتري) از شمال به كوه زرد از جنوب به كوه كلك و شهر علامه مجلسي و از شرق به حومه شهرضا و از سمت غرب به شهر صنعتي مباركه محدود مي شود.
بافت تاريخي معماري آن نشان از استقرار و شهرنشيني قبل از اسلام را داشته و در ابتداي شكل گرفتن تمدن و مدنيت اسلامي نقش مهمي را به خود پذيرفته است.در دوره سلجوقيان به دنبال فعاليت فرقه اسماعيليه در قزوين و طالقان و لنجانات اصفهان و فعاليت اين فرقه در اين محل نام طالقان كوچك (طالقانچه) براي آن انتخاب گرديد و پس از انقراض فرقه اسماعيليه به دست هلاكوخان مغول و كشتار خونين مراكز اسماعيليه، طالقانچه به طالقان خوني يا طالخوني و طالخونچه مسمي شد.ثعالبي (۴۲۹ هجري) ضمن شرح زندگينامه كافي الكفاة، ابوالقاسم، اسماعيل بن ابي الحسن عبادبن عباس بن عباد معروف به صاحب، وزير و كاتب ركن الدوله امير شيعي مذهب آل بويه مي نويسد «طالقان كه صاحب را بدان نسبت داده اند، از قراي اصفهان است» (يتيمة الدهر)ابن شهرآشوب در معالم العلما (۴۸۰ هجري) به همين معني اشاره داشته و محمد مهدي بن محمدرضا الاصفهاني صاحب كتاب «نصف جهان في التعريف اصفهان» اسم محل را تالي خوني آورده و ضمن توصيف شرايط اقليمي به نوعي خربزه به نام كريم خاني اشاره و آن را با خربزه گرگاب اصفهان به لحاظ كيفي برابر دانسته است.
كارگاههاي سنتي رنگرزي، از گذشته هاي دور در اين محل داير بوده و هم اكنون نخ و خامه قاليهاي معروف اصفهان و منطقه با رنگهاي اصيل طبيعي در همين محل تهيه و به ساير نقاط ارسال مي شود، طالخانچه در اوايل قرن حاضر حتي داراي كارخانه پنبه بوده و صادرات پنبه آن قابل ملاحظه بوده است. صنايع دستي اين محل چاقوسازي، ساخت گيوه هاي معروف اصفهان، بافت پارچه و گليم و خراطي مي باشد. به خاطر موقعيت تجاري و شرايط مناسب اقليمي، پرورش شتر زماني در اين منطقه كاملاً رايج بوده و به عنوان گمرك هند در امر رفت و آمد سهيم بوده است.مرحوم دهخدا مي گويد «خانه هاي اين آبادي بيشتر به صورت قلاع ساخته شده» و صورت كلي شهر هم اكنون هم از همين عنصر بنياني تشكيل يافته است. ديوار قلعه ها در بافت قديمي محيط را به درون و به بيرون يا به خودماني و عمومي «درون گرا و بيرون گرا» تقسيم مي كند و همچنين سمتها، ارتباطها و نقطه هاي عطف و مراكز كليدي شهري را نشان مي دهد.
آنچه از نماي عمومي شهر طالخونچه مي توان فهميد، اين است كه پيدايش آن تدريجي بوده و نظم آن نيز حاصل تشكل يكايك مكانها از درون و سمت مركز همان مكان بوده است، آنچه مسلم است، بسياري از شهرهاي پيش از اسلام از همين ساختار كلي برخوردار بوده و شهرهايي كه داراي فعاليتهاي گوناگون بوده اند، همين وجه را بازگو مي كنند و دوران اوليه تشكل شهري پس از شهرنشيني در تمدن اسلامي بر همين سياق بوده و هم اكنون در پاره اي از شهرهاي كهن با شناخت واحدهاي اصلي شهر مي توان نحوه تركيب آنها را كه در تيپولوژي شهر مؤثر بوده اند، به دست آورد. در اين ميان مساجد و خانه هاي طالخونچه از اهميت خاصي برخوردارند.مسجد خيبر (طالار) نمونه اي از اين دست مي باشد. محراب اين مسجد به قرون اوليه اسلامي باز مي گردد و شايد پس از مسجد جامع اصفهان، از نظر ويژگيهاي معماري و تحقيقي، بسيار قابل تعمق باشد، متأسفانه اكنون بيش از يك ديوار خرابه و محراب رها شده اثر ديگري از آن باقي نمانده و جداً نيازمند تحقيقات باستان شناسانه مي باشد.مسجد قائم (ع)، مسجدالرضا (ع)، مسجد امام علي (ع) همگي متعلق به دوران صفوي است. اگر به معماري اينگونه مساجد توجه شود، ملاحظه مي گردد كه اغلب در بازارهاي صنفي شهرها ساخته شده و از لحاظ نحوه استفاده و به لحاظ تحول تيپولوژي معماري در حقيقت شكل تكامل يافته مساجد قرون اوليه اسلامي مي باشند.نيز با بررسي گروه خانه ها در بافت قديمي ملاحظه مي شود كه شكل اوليه آنها حاصل سه عامل است: ديوار بيروني، حياط مركزي و حجرات دورادور آن و عدم تقارن اين سه نسبت به يكديگر در بيشتر خانه ها را بايد تنها به دليل موقعيت ورودي خانه نسبت به سطح آن دانست، به بيان ديگر يك نمونه ايده آل با شكل هندسي منظم و متقارن رعايت شده است.
علاوه بر نقاط مذكور، قلعه بالا، قلعه ياور، پل حاجي، پل مرده شوي خانه همگي به سبك و سياق دوره صفويه ساخته شده است.
اگر به نحوه قرار گرفتن بناهاي مذهبي در بافت شهر توجه كنيم، متوجه مي شويم كه سمت اصلي آنها به طرف قبله است، درحالي كه ساير بناها از نظم اقليمي تبعيت كرده و شمالي، جنوبي ساخته شده اند، چنانچه ساختمان اكثر قلاع طالخونچه از همين قانون تبعيت كرده اند و موجب به وجود آوردن تمايز بصري قابل ملاحظه اي بين بناهاي مذهبي و مسكوني شده اند. اتلال باستاني و قناتهاي تاريخي اين محل هر يك به نوبه خود نيازمند تحقيقي جداگانه مي باشد.

زندگي نامه استاد دكتر محمد جواد شريعت

محمد جواد شريعت طالخونچه
متولد ،۱۳۱۵ اصفهان- محقق، پژوهشگر ادبى و استاد دانشگاه- دبير دبيرستان هاى اصفهان به مدت ۱۰ سال- ليسانس رشته زبان و ادب فارسى از دانشگاه تهران- همكارى در تأليف كتابهاى درسى دوره راهنمايى- دكتراى زبان و ادب فارسى از دانشگاه تهران- دفاع از پايان نامه دكترى با عنوان «ترجمه تفسير طبرى» در سال ۱۳۴۷- شاگردى در محضر اساتيدى چون:دكتر محمد معين، دكتر بديع الزمان فروزانفر و استاد محمدتقى مدرس رضوى- دريافت جايزه كتاب يونسكو به سال ۱۹۸۰ م به خاطر كتاب «فرهنگ فارسى - چينى» در سه قسمت؛ ادبيات فارسى، چينى وفرهنگ نويسى- كتاب شناسى دكتر شريعت:

1- املاى صحيح ۲ - دستور زبان فارسى و انگليسى (تطبيقى) ۳- املا (دوجلد) ۴- لغت فارسى ۵- راهنماى زبان و ادبيات فارسى ۶ - كاملترين صرف و نحو عربى ۷- ترجمه مبادى العربيه (جلد دوم) ۸ - تجزيه و تركيب اشعار گلستان ۹- زمينه بحث درباره آيين نگارش ۱۰ - آيينه عبرت (شرح قصيده اى از خاقانى) ۱۱ - جمله و جمله سازى ۱۲- دستور زبان فارسى ۱۳- سخنان پيرهرات ۱۴- پروين، ستاره آسمان ادب ايران ۱۵- منهاج الطلب (كهن ترين دستور زبان فارسى) ۱۶- ترجمه نهج البلاغه ۱۷- فرهنگ فارسى با همكارى دكتر غلامرضا ستوده و هيأت چينى ۱۸- جواهرالاسرار و زواهرالانوار (شرح مثنوى مولوى) ۱۹- كمال البلاغه ۲۰- كشف الابيات مثنوى ۲۱- فهرست تفسير كشف الاسرار و وعده الابرار ۲۲- جواهر الاسرار و زواهرالانوار شرح مثنوى (جلد دوم) ۲۳- ديوار اشعار دقيقى ۲۴- چهارده روايت در قرائت قرآن مجيد ۲۵- كتاب تعريف، متن و ترجمه آن ۲۶- كتاب هاى دوره راهنمايى تحصيلى (۳ جلد) با همكارى دكتر غلامعلى حدادعادل و احمد سميعى ۲۷- گزيده كشف الاسرار ۲۸- اسرارالغيوب (۲ جلد) ۲۹ - دستور ساده زبان فارسى ۳۰- ديوان حافظ با معانى اشعار و لغات ابيات و شرح زيبايى ابيات.- آثار در دست انتشار:۱- فرهنگ بسامدى سياست نامه ۲ - فرهنگ املايى فارسى ۳ - فرهنگ دستور زبان ۴- مجموعه حافظ شناسى در هشت بخش ۵- فرهنگ فارسى ۶ - بديهه سرايى در ادب فارسى ۷ - ترجمان البلاغه ۸- فرهنگ الشاهد ۹- شرح ديوان خاقانى به انضمام فرهنگ بسامدى آن ۱۰ - نهج الادب و ...زهرا طهماسبى: وسعت زبان و ادبيات فارسى همچون اقيانوسى محقق ادبى را دربرمى گيرد و در خود غرقه مى كند. پژوهنده ادبى چون غواصى در بيكرانگى اين دريا به قدر وسعت و همت خويش توشه مى گيرد و غوص در اين درياى بيكران را بعد از خويش به ديگران مى سپارد. با وجود بزرگانى چون حافظ، سعدى، مولانا و ... زبان و ادب فارسى گنجينه عظيمى است كه به يكى از مهمترين ذخاير ادبى جهان بشرى بدل شده است. پژوهندگان عرصه فرهنگ و ادب براى بازشناسى آثار، تمام عمر خويش را از شباب تا پيرى صرف تجزيه و تحليل و آسان فهمى اين آثار با ارزش مى كنند، با اين حال وسعت اين شناخت نيز هيچ مرزى ندارد و هر چه در آن فرو مى روند بيشتر غرق مى شوند.دكتر محمدجوادشريعت نيز از آن دسته از اساتيد و پژوهشگرانى است كه تاكنون و تا آستانه ۷۰سالگى از شباب زندگى تحقيق و پژوهش را با زندگى اش گره زده و آن را بدل به جزء جدايى ناپذير زندگى خويش كرده و با تجربه هاى گرانقدرى كه در اين راه اندوخته؛ با پژوهش هاى خود به يافته هاى گرانقدرى نيز دست يافته و به راستى او يكى از پركارترين استادان زبان و ادب فارسى است.محمد جواد شريعت محقق و پژوهشگر ادبى در ۱۵ دى ماه سال ۱۳۱۵ در شهر اصفهان به دنيا آمد. پدرش روحانى قريه طالخونچه بود، او نيز تا ششم ابتدايى در آن ده درس خواند و زير نظر پدر مقدمات تحصيلات حوزوى را تمام كرد. پدرش از لحاظ علمى و روحى با او رابطه خوبى داشت و اين رابطه هم تأثير مهمى در راه و رسم زندگى او بازى كرد. به طورى كه از همان ابتدا او به تشويق پدر موظف به حفظ متون بود و تمام الفيه ى ابن مالك را به تشويق پدر حفظ كرده بود. نصاب را نيز به همين روش حفظ كرد. بعد از اتمام تحصيلات ابتدايى براى ادامه تحصيل در دوره دبيرستان به اصفهان آمد ولى تعطيلات را به طالخونچه مى رفت وى تا توانست تمام متون طلاب را نزد پدر بياموزد. اما از آنجا كه پدرش زمانى كه او ۱۷ سال داشت از دنيا رفت نتوانست اين راه را ادامه دهد اما به واسطه همين حفظ كردن متون بود كه توانست بيشتر از هر چيز در خود ذوق ادبى احساس كند، به طورى كه در كلاس هشتم يعنى كلاس دوم دبيرستان شعر مى گفت و عاشقانه به ادبيات علاقه داشت. وقتى دبيرستان را تمام كرد بى هيچ ترديدى در كنكور ادبيات شركت كرد و راه را ادامه داد. تأثير پدرش به عنوان نخستين معلم در زندگى محمدجواد بسيار آشكار است و او خود معتقد است پدرش بيشترين حق را به گردن او دارد. وقتى در كنكور ادبى شركت كرد توانست رتبه نخست را از آن خود كند و در اين مسير هميشه موفق بود. در دوره ليسانس زير نظر اساتيدى چون مرحوم دكتر محمدمعين و مرحوم استاد بديع الزمان فروزانفر به كسب علم پرداخت.محمدجواد شريعت خود معتقد است: «مرحوم معين استادى بود كه من را با تحقيق و پژوهش آشنا كرد، البته همه دانشجويان آن روز به اين موضوع اعتراف دارند. همان سال اولى كه وارد دانشگاه شدم، ايشان همان روز اول درس به هركسى يك رساله دادند كه بنويسد و البته به من رساله اى درباره خواجه نظام الملك و منابعى هم معرفى كردند و من هم رساله اى در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ صفحه درباره خواجه نظام الملك نوشتم كه اگر هم حالا بخواهم بنويسم زيادتر از آن موقع نمى نويسم...»دكتر بديع الزمان فروزانفر نيز از جمله اساتيدى بوده كه بعد از دكتر معين در چگونگى انتخاب مسير ادبى محمدجواد شريعت تأثير گذاشته و دكتر شريعت از لطف و بزرگوارى اين استادان سپاسگزار است. در سال ۱۳۳۵ هنگامى كه يك سال از دوره ليسانس را گذرانده بود به عنوان آموزگار به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و دو سال در تهران به تدريس پرداخت. زمانى كه در سال ۱۳۳۷ ليسانس گرفت به اصفهان منتقل شد و در دبيرستان هراتى اصفهان به مدت ۱۰ سال به تدريس پرداخت.در سال ۱۳۳۹ در آزمون دوره دكترى شركت كرد و همان سال در رشته زبان و ادبيات فارسى با رتبه بالا پذيرفته شد. در سال ۱۳۴۷ از رساله دكتراى خود با موضوع «ترجمه تفسير طبرى» دفاع كرد. استاد راهنماى رساله او محمدتقى مدرس رضوى بود.شريعت در رساله دكترايش به بررسى و پژوهش از نظر لغات و دستور در ترجمه تفسير طبرى پرداخته و لغات را از جهت دستور زبان و فرهنگ مورد نقد قرار داده و اين رساله را در ۱۰۰۰ صفحه آماده كرد و از اين كتاب، در حدود يك ميليون فيش از جهات مختلف برداشته
است.درسال ۱۳۴۷ به عنوان استاديار وارد دانشگاه اصفهان شد و سپس با درجه استادى در همان دانشگاه با پرورش دانشجويان زيادى در سال ۱۳۶۰ بازنشسته شد و مدتى نيز در دانشگاه صنايع دفاع مشغول به تدريس شد و از سال ۱۳۶۵ از طرف دانشگاه آزاد اسلامى نجف آباد اصفهان دعوت به همكارى شد و اين همكارى تاكنون نيز ادامه داشته است.دكتر شريعت بعد از انتقال به دانشگاه اصفهان مشغول به تأليف دستور زبان فارسى شد و توانست «دستور زبان فارسى و انگليسى تطبيقى» مختص به دانشجويان دانشگاه را تأليف كند كه اخيراً نيز اين دستور زبان با كمى تجديدنظر چاپ مجدد شده است.همين طور كه سالهاى تدريس او سپرى مى شد، با توجه به واحدهاى درسى كه به او ارائه شده بود، درصدد آن برآمد تا با مطالب نو و تازه كتابهايى را جهت آشنايى و آسان فهمى دانشجويان تأليف كند. از جمله اين آثار مى توان به كتاب «آيين نگارش» اشاره كرد كه اين كتاب نيز مانند ديگر تأليفاتش چندين بار تجديدچاپ شده است.بخش اول كتاب املاى فارسى است و بخش دومش مربوط به انشا كه در حقيقت منتخباتى از ادب معاصر را شامل مى شود.در سال ۱۳۵۲ براى تدريس در دانشگاه درهام به انگليس رفت و در آنجا عهده دار تدريس مباحثى پيرامون ادبيات شد.شرح «اسرار الغيوب» - شرح مثنوى معنوى _ يكى ديگر از آثار شريعت است كه در آن سعى بر آن بوده كه اشعار مولانا _ ۶دفتر _ تصحيح و تشحيه شود.شرح مثنوى «اسرار الغيوب» تأليف خواجه ايوب از شروح معروف مثنوى مولانا جلال الدين محمدبلخى رومى است كه از نويسنده اين شرح اطلاعات زيادى در دست نيست. او از صوفيان سده دوازدهم هجرى قمرى بوده است.در تصحيح اين كتاب از چهار نسخه دانشگاه پنجاب و نسخه نيكلسن و دكتر استعلامى استفاده شده است. بعد از متن كتاب كه اختصاص به شرح دفتر دارد، تعليقات آمده است كه بسيارى از مشكلات خواننده را حل مى كند. فهرستى هم در انتهاى كتاب آمده كه شامل فهرست آيات، احاديث، جمله هاى عربى و فهرست اعلام عام است و اشخاص و اماكن و اقوام جداشده اند، فهرستى از لغات و تركيباتى كه در كتاب معنى شده نيز فراهم آمده است و مصاريع را در پايان فهرست مأخذ كتاب به ترتيب الفبايى مرتب شده است.شرح ديوان حافظ يكى ديگر از آثار پژوهشى و تحقيقى دكتر شريعت است كه كاربرد عمومى ترى دارد. در اين كتاب ما با ويژگى هاى خاصى در ديوان حافظ از قبيل اعراب گذارى كلمات، مشخص كردن وزن عروضى، شرح ابيات به صورت ساده و... روبرو هستيم.اين كتاب به گونه اى تنظيم شده است كه اگر شماره غزل (در چاپ علامه قزوينى) را دوبرابر كنيد شماره صفحه اى از اين چاپ به دست خواهدآمد كه آن غزل درآن آمده است، در صفحه مقابل هربيت معنى هربيت به زبان ساده آمده، سپس در پرانتز مقابل معنى بيت، لغات و تركيبات دور از ذهن معنى شده است و بخشى از زيبايى هاى هربيت هم ذكر شده و پس از بستن پرانتز هدف از بيان آن بيت نيز آمده است. در ضمن ابياتى كه در ديوان مرحوم علامه قزوينى نبوده است هم بدون معنى ذكر شده است.«هدف من از اين چاپ شرح ابيات غزل ها نبوده، بلكه هدف، بيان معنى ساده آنها بوده است كه موجب شده تا حدى از ظرافت ها و لطايف ابيات كاسته شود. در اين اثر قصايد، قطعات و رباعيات معنى نشده است، اما كسى كه با خواندن غزل ها و معانى آنها با زبان حافظ آشنا شده باشد، در معنى كردن آنها مشكلى نخواهدداشت، اين اثر در يك جلد منتشر شده تا افرادى كه مى خواهند فال بگيرند يا معنى آن را درك كنند، بتوانند از آن استفاده كنند.»اگر بخواهيم آثار دكتر شريعت را تقسيم بندى كنيم به سه محوريت اصلى در آثارش برمى خوريم. نخست دغدغه هاى او پيرامون حافظ كه از سال ۱۳۳۹ _ ابتدا براى مطالعات شخصى به آن پرداخته و بعدها به صورت كتاب هايى با ارزش درآمده اند _ دوم مولانا و مثنوى معنوى و سوم دستور زبان فارسى.مجموعه حافظ شناسى يكى از آثارى است كه پيرامون حافظ در هشت بخش، تنظيم شده است، اين كتاب ۱۲ جلدى كه در آينده اى نه چندان دور به بازار نشر عرضه خواهدشد. ازجمله كتاب هايى است كه با مراجعه به آن مى توان با مباحثى چون فرهنگ واژه نماى بسامدى، فرهنگ موضوعى، سبك شناسى حافظ و... آشنا شد و از اين جهات مشكلات يك محقق يا دانشجو را برطرف مى كند. مجموعه حافظ شناسى در ۱۲ جلد، ۲ جلد نخست ديوان حافظ، ۱ جلد فرهنگ واژه نماى بسامدى حافظ براساس چاپ حافظ قزوينى، ۱ جلد درباره فرهنگ موضوعى حافظ، يك جلد دستور زبان حافظ، يك جلد درباره سبك شناسى حافظ، يك جلد درباره زندگى حافظ، دو جلد آخر شرح حافظ به صورت كامل به طورى كه با اتكا به تمام شروح حافظ شرحى ساده و آسان براى خوانندگان عرضه شده است.از ديگر كتب تأليفى استاد شريعت كشف الابيات مثنوى است، اين كتاب كه در واقع راهگشاى دستيابى به ابيات است ابيات ۶ دفتر را در يك جلد به ترتيب الفبا دربردارد و محققان و دانشجويان با مراجعه به آن مى توانند بيت موردنظر را براساس مثنوى چاپ نيكلسن بيابند.«جواهرالاسرار و زواهر الانوار» نام يكى ديگر از آثار تحقيقى پيرامون مثنوى است كه دكتر شريعت در آن به شرح و تفسير ابيات اشعار مولانا پرداخته است. در تهيه اين تصحيح و كارهاى تحقيقى پيرامون مثنوى، دكتر شريعت به احاديثى برمى خورد كه براى تهيه منبع و مأخذ آنها به كشف الاسرار ميبدى كه از نظر صوفيان تفسير قرآن نيز ناميده مى شود، مراجعه مى كند. اين مراجعه و پژوهش در رابطه با احاديث باعث مى شود كه دكتر شريعت كتابى با نام فهرست تفسير كشف الاسرار و عده الابرار را تهيه كند.اين كتاب احاديثى كه در مثنوى معنوى نبوده را نيز دربرمى گيرد و شامل ۸۰۰۰ حديث است. «سخنان پيرهرات» از ديگر آثار تحقيقى پژوهشى است كه ارتباط مستقيم با كشف الاسرار و عده الابرار ميبدى دارد. از ديگر روايات درباره كتاب كشف الاسرار اين است كه كشف الاسرار تفسير سخنان پيرهرات _ خواجه عبدالله انصارى _ است. در اين كتاب سخنان خواجه عبدالله انصارى از هر منبع و مأخذى جمع آورى شده است و دكتر شريعت به شرح و بسط آنها پرداخته است. اين كتاب مى تواند راهنماى كاملى از جهت حديث شناسى براى دانشجويان و محققان باشد.دكتر شريعت هنگامى كه كتاب مجموعه حافظ شناسى را شروع كرده بود به شعر:عشقت رسد به فرياد گرخود به سان حافظ ‎/ قرآن زبربخوانى در چهارده روايتبرمى خورد پس تصميم مى گيرد كه چهارده روايت در قرآن را با روش توضيح هر آيه با هريك از روايت ها شروع كند. در كتاب «چهارده روايت در قرائت قرآن مجيد» آيات قرآن شرح و توضيح داده شده و براى هر آيه ۱۴ روايت آمده است.كتاب «ترجمه نهج البلاغه» هم از ديگر تأليفات مهم دكتر شريعت محسوب مى شود كه در اين كتاب تكيه روى جمله هاى فارسى است. با آنكه پيرامون نهج البلاغه ترجمه هاى متفاوتى انجام شده اما در اين كتاب خواننده با ترجمه ساده و سليس روبرو است و اين كتاب به آسان فهمى مخاطبان كمك مى كند.در راستاى تمام فعاليت هاى پژوهشى دكتر شريعت، نام او را نيز به عنوان يكى از مؤلفان كتاب هاى فارسى دوره راهنمايى همراه با دكتر حدادعادل و احمد سميعى و... مى بينيم. وسعت كار تأليف و تحقق دكتر محمدجواد شريعت آنچنان است كه نمى توان در اين مجال اندك حتى عناوين همه آثار اين استاد پركار و پربار را به درستى توضيح داد. «املا صحيح»، «لغت فارسى»، «ترجمه و راهنماى مبادى العربيه»، «تجزيه و تركيب گلستان»، «پروين، ستاره آسمان ادب ايران»، «منهاج الطلب»، «دستور زبان فارسى»، «ديوان اشعار دقيقى» و... از ديگر آثار محمدجواد شريعت، بزرگمردى كه غواص ماهر اقيانوس بيكران ادب فارسى شده است.منبع : روزنامه ایران

قناتهاي طالخونچه

شهرت طالخونچه بواسطه قناتهاي پرآب ودشتهاي وسيع زير كشت آن بوده است . قناتهاي پرآبي كه مزارع حاصلخيزي ايجاد كرده وتقريبا بيش از 80 درصد اهالي با كار در آن امرار معاش ميكرده اند .از آن قناتهاي پرآب تنها 3 يا 4 قنات باقي مانده است ومابقي بواسطه خشكساليهاي متعدد و حفر چاههاي عميق از تراوش آب دريغ مينمايند.
قناتهايي كه هنوز آبدهي دارند:
1- شريف آباد
2- كلك
3- امين آباد
4- دولت آباد
قناتهايي كه خشك شده اند
1- خاراب (طولاني ترين قنات طالخونچه بوده وچاه اصلي آن درنزديكي پوده قرار داشته است)
2- عبدل
3- صرار
4- پيمار
5 - فيلفيلي
6- چاه جار
7- صحرا ده
8- لارمرزان
9- بوداغ آباد
10- حكيم آباد
11- قاضي آباد
12- ميرآباد
13- ثريا
14- جعفرآباد
15- اربابي
16- سيدآباد
17- حيدرآباد

همه چيز درباره قنات

تاریخچه قنات
قنات که توسط مقنیان ایرانی اختراع شده ، هزاران سال قدمت دارد. قدمت بسیاری از قناتهای ایران ، از پنج یا شش هزار سال متجاوز است و عمری برابر با تاریخ کهن ایران دارد. با وجود این که چندبن هزار سال از اختراع آن می‌گذرد، مع هذا هنوز هم این روش استفاده از آب ، در قسمت مهمی از روستاها و مناطق مسکونی و کشاورزی و دامداری کشور معمول و متداول است و حتی یکی از ارکان اصلی کشت و زرع در نواحی خشک را تشکیل می‌دهد. این اختراع که امروزه شهرت جهانی پیدا کرده ، بعدها از ایران به بسیاری از کشورهای جهان انتقال یافته و مورد استفاده مردم در دیگر نقاط دنیا قرار گرفته است.
چگونگی ابداع قنات
گوبلو معتقد است که قنات، ابتدا یک فن آبیاری نبوده، بلکه به طور کامل از تکنیک معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوری آبهای زیرزمینی مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده است.... تردیدی نیست که در گستره فرهنگی ایران، از معادن «مس» و احتمالاً «رویِ» موجود در کوههای زاگرس، در جریان هزاره دوم قبل از میلاد مسیح بهره‌برداری شده است.
ساختمان و مشخصات قنات
قنات ، تشکیل شده از یک دهانه یا هرنج که روباز است و یک مجرای تونل مانند زیرزمینی و چندین چاه عمودی که مجرا یا کوره زیر زمینی را در فواصل مشخص با سطح زمین مرتبط می‌سازد. چاهها که به آنها در موقع حفر ، میله هم گفته می‌شود، علاوه بر مجاری انتقال مواد حفاری شده به خارج ، عمل تهویه کانال زیرزمینی را نیز انجام می‌دهد و راه ارتباطی برای لای‌روبی ، تعمیر و بازدید از داخل قنات نیز به شمار می‌رود.
آغاز قنات ، همان دهانه قنات است که مظهر قنات نامیده می‌شود. مظهر قنات جایی است که آب از دل قنات بیرون می‌آید و ظاهر می شود و می‌تواند برای آبیاری و دیگر مصارف مورد استفاده قرار بگیرد. قسمت انتهایی قنات ، پیشکار قنات نامیده می‌شود که در آخرین قسمت آن ، مادر چاه قنات قرار گرفته است. قسمتهایی از قنات که با حفر آنها هنوز آب بیرون نمی‌آید "خشکه کار" و قسمتی که آبدار است (قسمت انتهایی) قسمت "آبده قنات" نامیده می‌شود.
حفر قنات
حفر قنات معمولا از مظهر ان که همان سطح زمین است و خشک می‌باشد، شروع و به مناطق آبده مادر چاه ، ختم می‌شود. بنابراین ، اول دهانه قنات یا هرنج که خشک است و بعد اولین چاهها یا میله‌ها که اینها هم خشک است و آب ندارد و به اصطلاح قسمت خشک کار قنات نامیده می‌شود، حفر می‌شود. بعد کار به طرف قسمت بالا دست که همان قسمتهای آبده و بیشتر آبده زمین باشد، ادامه پیدا می‌کند.

طول و عمق قنات
طول یک رشته قنات که در میزان آبدهی آن نیز موثر است، نسبت به شرایط طبیعی میزان متفاوت است. این شرایط بستگی به شیب زمین وعمیق ما در چاه دارد. از طرف دیگر هرچه سطح آب زیرزمینی پایینتر باشد، عمق مادر چاه بیشتر می‌شود. طویلترین قناتی که تاکنون در ایران حفر شده ، در حوالی گناباد از توابع خراسان است که ۷۰ کیلومتر طول آن است و عمیقترین مادر چاه قناتهای ایران به روایتی ۴۰۰ متر و به روایت دیگر ۳۵۰ متر عمق دارد و آن مربوط به قنات "قصبه" گناباد است. مهمترین عاملی که طول قنات را مشخص می‌کند، شیب زمین می‌باشد. هرچه شیب زمین کمتر باشد طول قنات بیشتر و هرچه شیب بیشتر باشد طول قنات کمتر خواهد بود.
محاسن و مزایای قنات
سیستم استخراج در قنات طوری است که آب بدون کمک و صرف هزینه فقط با استفاده از نیروی ثقل از زمین خارج می‌گردد. با توجه به چاهها و قناتهای موجود ، آب قنات در مقابل آبی که از چاه استخراج می‌شود، ارزانتر تمام می‌شود. آب قنات دائمی است و در مواقع اضطراری کشت و احتیاج زراعت در مواقع حساس به آب ، قطع نمی‌شود. منابع آب زیر زمینی توسط قنات دیر تمام می‌شود و استفاده طولانی دارد، هر چند بطور دائم چه مصرف شود و چه شود، خارج می‌گردد. قنات دارای مزایای بسیاری زیادی است که در اینجا فقط به تعداد محدود از آنها اشاره شد.

معایب قنات
در زمینهای هموار و نواحی که آب زیرزمینی شیب کافی ندارد و نیز زمینهای خیلی سست و ماسه‌ای امکان حفر قنات نیست. آب قنات ، بطور دائم جریان دارد و قابل کنترل نیست. روی این اصل ، مدام باعث تخلیه آب زیرزمینی می‌شود. در فصولی که به آب احتیاج نیست و یا احتیاج به آن خیلی کم است، امکان جلوگیری از جریان و یا کنترل آن وجود ندارد.
قنات به خاطر این که در سفره‌های آب زیرزمینی کم عمق استفاده می‌شود و این منابع هم غنی نیست و دارای نوسان زیاد است، لذا قنات نسبت به تغییرات سطح آب زیر زمینی خیلی حساسیت دارد. در فصول گرم که گیاه به آب بیشتری نیاز دارد و نیز در فصول و سالهای خشک ، آب قنات کم می‌شود. قنات نسبت به چاه در مقابل سیل و زلزله و امثال اینها آسیب پذیر است و خرابی در قناتها بعضی مواقع طوری است که احیا مجدد آنها یا ممکن نمی‌باشد و یا از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست.

زندگي نامه صاحب ابن عباد


وزیر دین ابوالقاسم اسماعیل بن عباد فرزند عباس ملقب به صاحب و مشهور به صاحب بن عباد به سال 326 ق . در اصفهان دیده به جهان گشود.(52)پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. .پدر صاحب و همسرش نهایت کوشش خود را در تربیت فرزند خود به کار بستند. اولین استاد صاحب پدرش ((عباد)) بود که علاوه بر ایفای پدری استادی مهربان و دلسوز برای وی به حساب می آمد. ((صاحب )) پس از فراگیری مقدمات به تحصیل فقه ، حدیث ، تفسیر، کلام و دیگر علوم رایج پرداخت .پس از چندی که او را از اساتید و بزرگان اصفهان بی نیاز دید به ((ری )) که از مراکز علم و ادب آن زمان بود مهاجرت کرد و در آن شهر به حلقه درس ‍ ((ابن عمید)) وزیر دانشمند و شهیر آل بویه پیوست و ابن عمید توانایی ((صاحب )) در انشای متون ادبی را مشاهده کرد. و او را از نویسندگانی مقام وزارت قرار داد. کاردانی و توانایی صاحب در انجام این امور، راه پیشرفت را بر او هموار ساخت تا آنجا که چون رکن الدوله ، فرزندش مؤ یدالدوله را به مقام دبیری او و نویسندگی وی به زادگاهش اصفهان بازگشت .(53)نگاهی به آل بویه این خاندان شیعی از منطقه شمال ایران برخاستند و در برهه ای از تاریخ این کشور (320)بر مناطق وسیعی از ایران حمرانی می کردند.در عصر آل بویه بسیاری از محدودیتها و سختیهایی که شیعیان گرفتار آن بودند از میان رفت ، شهادت به ولایت حضرت علی علیه السلام در اذان و بزرگداشت حادثه کربلا و شهیدان آنان و علنی کردن دیگر شعارها و مراسم مذهبی شیعیان ، از خدمات این خاندان به اسلام است .معزالدوله - از پادشاهان آل بویه - مذهب شیعه را در عراق ترویج نمود.به فرمان وی در دهه اول محرم بازارهای بغداد تعطیل شده و مردم با لباس ‍ سیاه به عزاداری
مي پرداختند.بزرگداشت عید غدیر و برپایی جشن های باشکوه به مناسبت میلاد ائمه معصومین علیهم السلام و تبلیغ و نقل فضیلتهای امامان شیعه علیهم از خدمات این خاندان است .تجدید بنای مرقد مظهر حضرت علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام و نیز ساختن گنبد و بارگاه بر مقبره آنان ، در شمار فعالیتهای آل بویه است .در سال 347 ق . صاحب به همراه مؤ ید الدوله و وزیرش ابوعلی بن ابوالفضل کاشانی به بغداد رفت . او در این شهر که مهترین پایگاه علوم اسلامی در آن عهد بود به حضور اساتید و بزرگان مشهور شتافت . وی در مدت توقف کوتاه خود در بغداد به محضر مردانی چون سیرافی ، قاضی ابوالسائب ، ابوبکر احمد بن کامل ، مهلبی وزیر خلیفه ، ابوبکر زکریا محیی بن علوی و بسیاری دیگر شتافت و بهره های فروان از آنها برد (54)در سال 366 ق . مؤ ید الدوله ، حاکم اصفهان صاحب را که 13 سال نویسندگی او را بر عهده داشت ،به وزارت برگزیده ، صاحب در دوران اقامت در اصفهان بساط علم و ادب را در آن شهر گسترانید و به نشر و ترویج فضل و دانش فضل و دانش و تشویق دانشمندان و فرزانگان پرداخت . رفته رفته نام او به دانش پروری اشتهار یافت و سخنوران و ادیبان و نویسندگان بسیاری به محضر او شتافتند و در اصفهان اقامت گزیدند.در دوران اقامت صاحب در اصفهان بزرگان علم و ادب بسیاری از این شهر برخاستند. این افراد عبارت بودند از: ابوعلی مرزوقی ادیب مشهور، حلاج ابومنصور اصفهانی از شاگردان ابوعلی فارسی ، ابوعبدالله خطیب اسکافی ،ابن فورک اصفهانی ، محدث و مورخ مشهور ابونعیم حافظ اصفهانی ، محدث معروف و برخی دیگر.او در اصفهان به اعتقاد استوار تشیع اشتهار داشت و عقیده و مذهب خود را نیز ترویج می کرد.در این راه سعی وافر مبذول می داشت . او با فقها و دانشمندان در مسائل اعتقادی مناظره می کرد و در بیشتر موارد بر آنان غالب می آمد. در مجالس درس او در اصفهان شاگردان فروانی حاضر می شدند. ابوالندی محمد بن احمد از ادبای مشهوری است که در یکی از جلسات املای صاحب حاضر شده و با وی مناظره کرده است .(55)پس از مرگ رکن الدولة در سال 366 ق .مؤ ید الدولة فرزند او ولایت ری و اصفهان را عهده دار شد. او پس از مدتی وزیر پدرش ابوالفتح فرزند ((ابن عمید)) را که جوانی کم تجربه ولی مغرور بود عزل و صاحب بن عباد را به وزارت انتخاب کرد. مؤ یدالدولة که به فضایل و نیکیهای صاحب و تجارب او آگاهی کامل داشت و تواناییهای وی را در کشور داری و اداره امور مشاهده کرده بود پس از تفویض مقام وزارت به او اختیارات کامل به وی عطا کرد به گونه ای که صاحب می توانست در اموال خزانه به هر نحو که شایسته می دانست تصرف کند و در همه مسائل رای خویش را به کار بندد. صاحب نیز در گسترش عدل و آیین های نیکو، آباد ساختن کشور، رفاه مردم ، رونق اقتصادی و ترویج دانش و هنر کوشش بسیار کرد و حوزه علمی و ادبی خود را در ری نیز همانند ((اصفهان )) برقرار ساخت .(56)صاحب در سال 370 ق . نزاع میان مویدالدولة و عضدالدولة را که از بغداد به همدان لشکر کشیده بود با درایت خود پایان داد و بین آن دو صلح و صفا برقرار کرد. همچنین تدبیر و کیاست صاحب موجب گشت که لشکریان عضدالدولة و مؤ یدالدولة بر سپاهیان خراسان و لشکر قابوس بن وشمگیر پیروز شوند. این پیروزی که در سال 371 ق . رخ داد. پس از وفات مویدالدولة ، با تدبیر صاحب و پافشاری او حکومت ری و مناطق تحت نفوذ آن به فخر الدولة رسید. عظمت و شان والای صاحب در دوران فخر به نهایت رسید. او که همچنان تصدی وزارت را بر عهده داشت در این دوران آزادی عمل بیشتری یافت . ابهت و حشمت صاحب در این زمان بدان اندازه بود که فخرالدولة نیز به احتیاط با او برخورد کرده ، چندان جرات مزاح با او را نداشت .در دوران حکومت فخرالدولة ، صاحب با پیگیری فراوان توانست خلفت حکومتی و القاب و پرچم خلیفه عباسی را به دست آورد. او همچنین توانست مناطق زیادی را فتح کند و به سرزمینهای تحت نفوذ فخرالدولة بیفزاید و فتنه هایی را که در طبرستان ایجاد شده بود فرو نشاند.مذهب صاحب بسیاری از بزرگان به تشیع و برخی به دوازده امامی بودن او تصریح کرده اند. سید بن طاووس ، شیخ صدوق ، علامه مجلسی ، شیخ حر عاملی ، شیخ بهایی ، شیخ آقا بزرگ طهرانی ، شیخ عباس قمی ، علامه امینی و بسیاری دیگر از این جمله اند. جز تصریح بزرگان ، دقت در اشعاری که از صاحب باقی مانده و شور و شوق او به ولایت و دوستی ائمه معصومین علیه السلام بهترین شاهد بر این شخصیت بزرگ است (57)به نمونه ذیل دقت کنید:
ابا حسن لو کان حبک مدخلی
جهنم ، ان الفوز عند جحیمها
فکیف یخاف النار من هو مؤ من
باءن امیرالمؤ منین قسیمها- ابا حسن ای امام همام اگر دوستی تو مرا به دوزخ وارد سازد همانا که آتش ‍ جحیم رستگاری مرا در پی خواهد داشت .- آنکس که تو را تقسیم کننده بهشت و دوزخ داند چگونه از آتش آن هراسی دارد؟اخلاق و سیره صاحب
تحقیق در احوال و آثار بزرگان و نوابغ علم و ادب و بررسی سجایا و ملکات اخلاقی آنها، نقش بسزایی در شناساندن آنان ایفا می کند.بررسی کتب و مدارک مربوط به احوال و شرح زندگی صاحب نشانگر آن است که وی از مجلسی نیکو بهره داشته و به پشتوانه اخلاق پسندیده خود بزرگان علم و ادب و عموم مردم را شیفته خود نموده بود.کرم و جوانمردی از بارزترین صفات اخلاقی صاحب می باشد و حکایات بسیار در این باره از وی نقل شده است . او از تواضع و فروتنی نیز بهره فراوان داشت و به ویژه سادات و دانشمندان را گرامی می داشت . صاحب ضمن برخورداری از تواضع و فروتنی از جلالت قدر و بزرگی نیز بهره برده بود. عفو و اغماض ، فراست ، شجاعت و بسیاری دیگر از محاسن اخلاقی را می توان در صاحب یافت . (58)سیاست و روش کشورداری هنگامی که صاحب به مقام وزارت رسید در صدد اصلاح امور بر آمد و در اولین گام ، بدعتهای ناپسند و رسوم ظالمانه را برانداخت .او در اجرای عدالت و رفع ستم از مردم بسیار کوشا بود. وی همچنین آباد ساختن شهرها، مرمت و بازسازی ویرانیها و بنای آثار نیک را نیز مورد عنایت قرار می داد؛ که می توان از رونق یافتن شهرهای قزوین ، قم و اصفهان یاد کرد. صاحب به شهر قم که در آن زمان پایگاه اصلی شیعیان بود توجه ویژه داشت . نویسنده تاریخ قم که این کتاب را به صاحب هدیه کرده است می گوید: ((نزد صاحب چیزی گزیده تر از تصنیفی در اخبار شهر قم اهل آن نیافتم .))(59)صاحب در دوران .وزارت خود اقتصاد کشور مردم را رونق بخشید و دارایی خزانه دولت را به مرتبه ای عالی رساند.او به ورزش نیز توجه بسیار داشت و ورزشکاران را مورد تشویق خود قرار می داد. کارهای دیوان را جز به اهل فضل و دانش نمی سپرد. و هر زمان آگاه می شد که فردی شایسته و کاردان بیکار می باشد یک شغل از کسانی را که چند شغل داشتند، می گرفت و به او واگذار می کرد. (60)علم آموزی و دانش گستری صاحب صاحب بن عباد در محیطی شیفته علم و ادب پای به جهان گذارد و تا آخرین لحظات حیات دمی از علم آموزی دانش گستری غفلت نورزید. صاحب کوشش در آموختن ، محدود به زمان معین نبود به گونه ای که حتی پس از رسیدن به مقام وزارت نیز کسب علم و معرفت را فراموش نکرد. او چه در ایام اقامت در شهرهای اصفهان ، بغداد و ری و چه مسافرت همیشه با برخی از دانشمندان بزرگان علم همراه بود و حتی در ماءموریتهای نظامی نیز مجلس بحث و گفتگو می داد.فراهم آوردن زمینه های گسترش علم در میان عموم مردم از سیاستهای مهم صاحب در دوران وزارت بود. او در پی این مهم دانشمندانی را از بغداد به اصفهان و ری فرا خواند. صاحب می دانست که آباد شدن کشور و رونق اقتصاد در نخستین مرحله متوقف بر آن است که مردم از زنجیر جهل و نادانی رهیده ، روشنایی دانش و فضیلت را درک کنند.صاحب به تاءلیفات اهل قلم عنایت توجه ویژه داشت هرگاه از تاءلیفات کتابی جدید آگاهی می یافت با سعی و کوشش فراوان نسخه ای از آن فراهم می کرد و برای مطالعه در کتابخانه خویش قرار می داد. او در نتیجه تلاش ‍ فراوان توانست کتابخانه ای عظیم و کم نظیر تشکیل دهد. کتابخانه صاحب ، بیشتر آثار و تاءلیفات علمی آن دوران را در برداشت و دانشوران و نویسندگان متعدد را آن گنجینه ارزشمند استفاده می بردند .((مقدسی )) جغرافی دان پر آوازه و مشهور قرن چهارم ، یکی از کسانی است که به تصریح خودش استفاده فراوان و بهره بسیار از کتابخانه بزرگ صاحب برده است . فهرست نام کتابهای موجود در کتابخانه مذکور حاوی ده جلد و برای کتابها به تعدادی زیاد شتر نیاز بود. به گفته برخی مدارک میزان کتابهای موجود در قرن دهم میلادی مقارن بوده است برابر مجموع کتابهای موجود در کتابخانه های اروپا برآورده شده است .صاحب مقام بزرگان دین و علم و ادب را گرامی می داشت و از احترام به آنان کوچک ترین مضایقه ای نمی کرد. برخی از بزرگان به خدمتش حاضر شده ، و در شمارش همراهان او در می آمدند و برخی دیگر با نامه نگاری به وی اظهار ارادت می کردند؛ همانند صابی نویسنده مشهور آن دوران . سید رضی نیز قصیده هایی در بغداد سروده و صاحب را مدح گفته است .ابن عباد هر سال پنج هزار دینار به بغداد می فرستاد تا بین فقها و ادیبان آن دیار تقسیم گردد.برخی از دانشمندان و ادیبان ملازم صاحب بدین قرار بودند:1 - ابوالقاسم زعفرانی 2 - ابوالقاسم بن اءبی العلاء 3 - ابوالعباس ضبی 4 - ابوسعید رستمی 5 - ابودلف خزرجی 6 - ابومحمدخان اصفهانی 7 - بدیع الزمان همدانی و بسیاری دیگر(61) یاقوت در معجم الاءدباء می گوید: صاحب بن عباد از پانصد شاعر صاحب دیوان مدح گفتند و از صاحب نقل شده که گفته است مرا به صد هزار بیت فارسی و عربی مدح گفته اند.او دانشمندان و بزرگان مکه و مدینه را نیز مورد الطاف خود قرار می داد و هر سال با کاروان حجاج برای هر یک به فراخور شاءنش هدایایی می فرستاد.حکایت و وقایع متعدد از روابط نیک صاحب بن عباد و بزرگان معاصرش ‍ در مدارک و مآخذ نقل شده که حاکی از بزرگواری و ستایش معاصران او نسبت به صاحب بن عباد می باشد. در یکی از این وقایع هلال بن هارون صایی حرانی نویسنده نامی عصر خود که نزدیک به نود سال در خدمت خلفا و وزرا متصدی دیوان رسائل بود و شعرای عراق او را همچون رؤ سا مدح می گفتند، در نامه ای که خطاب به صاحب نوشته است می گوید: ((هنگامی که صحیفه ای را در دستان آورنده آن گذارم ، بر آن نامه بوسه زدم زیرا می دانستم که پس از وصول ، چشمان مبارک تو بر آن خواهد افتاد.))مطالبی نیز در توصیف اهمیت جلسات صاحب با ادبا بزرگان می گوید:((در این گونه مجالس ثمرات عقول و افکار و ذوقهای مختلف بر صاحب عرضه می شد و از نتایج این اجتماعات بود که سخن صاحب در فصاحت و بلاغت به مرز سحر رسید و داخل در حد اعجاز گردید و نظم نثرش چون خورشید در همه آفاق پرتو افکن شد و شرق غرب را فرا گرفت .))(62)الف - مقام علمی صاحب پشتکار و شوق به یادگیری علوم فنون رایج در آن عصر، او را به فراگیری معارف گوناگون واداشت به گونه ای که در بسیاری از علوم صاحبنظر گردید.صاحب در دانشهای چون علوم قرآن و تفسیر حدیث ، کلام ، لغت ، نحو، عروض ، نقد ادبی ، تاریخ و طب تسلط تبحر داشت .(63)الف - تاءلیفاتآثار متعددی در زمینه علوم فوق از صاحب باقی مانده که بدین شرح است :1 - کتاب الادبانه (در علم کلام ) 2 - الاقناع (در کلام عروض ) 3 - الامثال السائره (در علوم ادبی ) 4 - التذکرة (در کلام و اصول دین ) 5- دیوان اشعار 6 - رسائل صاحب (مباحث اخلاقی ، اعتقادی و اجتماعی ) 7 - رساله ای در فضایل حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام 8 - رساله ای در علم طب 9- عنوان المعارف 10 - الفراق بین الضاد و الظاء 12 - المحیط (در علم لغت ) 13 - المنظومة الفریدة .مؤ لفاتی که تمامی آنها در دست نیست عبارت اند از: 14 - الاءنوار 15 - الروزنامجة 20 - الامامة 21 - تاریخ الملک و اختلاف الدول 24 - الحجر 25 - الزیدیة 26 - الشواهد 27 - الفصول المهذبة للقول 28 - القضاء و القدر 29 - الوزراء 30 - الوقف و الابتداء 31 - الکافی فی الترسل و برخی دیگر.(64)ب - اساتید صاحب از مشخصات تمامی اساتید صاحب اطلاع دقیق در دسترس نیست . رخی از اساتید مهم وی عبارت اند از: 1 - عباد(پدر او) 2 - ابن عمید 3 - ابن فارس 4 - ابوالفضل عباس بن محمد نحوی مشهور به صدام 5 - ابوسعید حسن بن عبدالله سیرافی 6 - ابوبکر محمد بن یعقوب -7 قاضی ابوبکر احمد بن کامل 8 - ابوزکریا یحیی بن عدی 9 - ابوعمر صباغ (65)شاگردان صاحب اسامی برخی از شاگردان او بدین شرح است :1 - شیخ عبدالقاهر جرجانی 2 -ابوبکر بن مقری 3 - قاضی ابوطیب طبری 4 - ابوالفضل محمد بن ابراهیم نسوی شافعی 5 - ابوبکر علی ذکوانی . (66)ج - کتابهایی که به نام صاحب نوشته شده و به او هدیه گردید.1 - عیون اخبار الرضا علیه السلام : از شیخ جلیل و فقیه عالی مقام صدوق رحمه الله علیه2 - کتاب رجال ، از حسین بن علی بن بابویه برادر شیخ صدوق3 - تاریخ قم ، از حسن بن محمد قمی4 - لطایف المعارف ، از ثعالبی (ادیب مشهور)5 - الصاحبی ، از ابن فارس6 - تهذیب ، از قاضی عبدالعزیز جرجانی7 - الحجر، از ابوجعفر احمد بن اءبی سلیمان .(67)سروده های صاحب صاحب در تمامی ابواب و فنون شعر از قبیل مدح ، رثاء،هذل ، مواعظ و غیره اشعاری سروده و در هر فن قدرت طبع خود را با آوردن معانی نو و مضامین تازه و دقیق آشکار ساخته است . او اشعار متعددی در وصف ائمه و امام علی علیه السلام و در بیان مقام والای آنان سروده است . صاحب در مدح امیرالمؤ منین علیه السلام 27 قصیده سروده که در هر یک از قصیده ها یکی از حروف به کار نرفته است . (صنعت حذف ) قصیده بیست و هشتم که از حرف و او خالی بود ناتمام ماند.ابن شهر آشوب در معالم العلماء صاحب را در شمار شعرای شیعی آورده و اشعاری از وی نقل کرده و او را از شعرایی دانسته که در بیان تشیع و علاقه خود به خاندان اهل بیت رسول صلی الله علیه و آله بی پروا بوده اند.برخی از سروده های او از این قرار است :
حب علی بن ابیطالب
هوالذی یهدی الی الجنه
ان کان تفضیلی له بدعة
فلعنة الله علی السنة- دوستی علی بن ابیطالب علیه السلام که راهبر همگان به سوی بهشت است .- اگر ترجیح او بر صحابه ، بدعت به شمار می آید و خلافت سنت است پس نفرین خدای بر سنت باد.و نیز می سراید:
ناصب قال لی : معاویة خا
لک خیر الاعمال و الاخوال
فهو خال للمؤ منین جمیعا
قلت خال لکن من الخیر خال- بدکیشی به من گفت : معاویه دایی تو است ، بهترین عموها و دایی ها.- و ادامه داد که در واقع معاویه خالوی همه مؤ منان است !گفتم آری او ((خال ) می باشد ولی بدین معنا که خالی از خیر است .
(68)نثر صاحب صاحب در فن نویسندگی و کتاب نیز مهارتی عجیب داشت و در این زمینه خود دارنده سبک و روش بود. ثعالبی منشاءت صاحب را از حیث زیبایی لفظ و معنی به سرحد سحر و اعجاز نزدیک می دانست .صاحب نوشته هایخود را به آیات قرآن ، امثال و پندها و کلمات و اشعار شعرای مشهور مزین می ساخت . جمله ایها القاضی بقم قد غزلناک فقهم (69)ای قاضی شهر قم ،همانا تو را از قضاوت برکنار نموده ایم ، پس از جای خود برخیز، از جمله های ادبی مشهور صاحب است .توقیعات (70) متعدد صاحب نیز از دیگر نشانه های فصاحت و بلاغت و مهارت او در فنون ادبی می باشد.صاحب و زبان فارسی برخی گمان می کنند صاحب با ترجیح ادبیات عرب بر ادبیات فارسی تعصب به خرج می داده است و حال آنکه بررسی احوال او این باور را تکذیب می کند. بهترین شاهد و دلیل ما، ارتباط صاحب با شعرای پارسی گویی همچون منطقی ((بندار رازی )) غضائری و جنیدی و احترام ویژه صاحب در تکریم آنان می باشد.تحقیق و تاءمل در آنچه مدارک گفته اند نشان می دهد که صاحب هیچ گاه با زبان فارسی و فارسی زبانان مخالف نبوده است ، بلکه وی با نژادپرستی و کفر و بازگشت به مجوسیت که به بهانه دفاع از زبان فارسی انجام می شد، دشمنی می ورزید. او از ترویج و توسعه مجوسیت نگران بود، بویژه که در دولت آل بویه برخی بزرگان دیالمه بر کیش زردشتی باقی بودند و در منصبهای مهم قرار داشتند و صاحب به دلیل پای بندی به دین و مذهب خود از آنها دلگیر بود. از همین روگاهی در بیان دلتنگی از آنها سخن می گفت و نمی توان این موضع گیری را مخالفت با زبان فارسی شمرد.(71)غروب خورشید
تا تو ای ماه زیر خاک شدی
خاک را بر سپهر فضل آمدصاحب در اواخر عمر خویش ، ناخوش و رنجور گشت و در بستر هم از مسائل کشور غافل نبود و از کشور بااطلاع می شد. مردم در ایام بیماری به عیادت او رفته ، برای بهبودی اش روزی دوبار مقابل سرای او به درگاه خداوند دعا می کردند. ولی صاحب که از زندان تن به تنگ آمده ، مشتاق لقای پروردگار خود بود سرانجام در شب جمعه 24 صفر سال 385 ق . جان به پروردگار خویش تسلیم کرد و روح متعالی به سرای باقی شتافت . بامدادان مردم ری از ارتحال وزیر باوفای دیار خویش با خبر شدند. تمامی بازارهای شهر بسته گردید و خبر شدند. تمامی بازارهای شهر بسته گردید و دروازه های ری به هم آمد.جمعیتی انبوه در تشییع پیکر صاحب گرد آمدند. ابوالعباس ضبی از دانشمندان ری که شاگرد صاحب بود. بر پیکر استاد نماز خواند. فخرالدولة و سران سپاه در حالی که جامعه سیاه بر تن داشتند در مراسم عزای آن وزیر دانشمند، شرکت داشتند مدتی تابوت صاحب در خانه اش در ری نهاده شد و سرانجام با شکوه انتقال داده و در زادگاهش به خاک سپرده شد. از آن پس مقبره صاحب زیارت گاه خاص و عام گردید و همه ساله افراد زیادی از شیفتگان اهل بیت علیه السلام مقبره صاحب را زیارت حاجات خود را در جوار مرقد او از طلب می کنند ( مرقدش در میدان طوقچی ، جنب مزار آیت الله طیب واقع است .)خبر ارتحال وزیر دانشور و دین پرور شیعه به سرعت در تمامی مراکز مهم جهان همچون بغداد و اصفهان انتشار یافت . دلسوختگان و آنان که از عمق فاجعه خبر داشتند آلام درونی و اندوه قلبی خویش را در شعاری بر زبان آورده ، مراثی جانسوزی در رثای این شخصیت گرانقدر اسلام که معاصر صاحب بود 112 بیت در رثای صاحب از خود به یادگار گذاشت و ابوالفتح عثمان بن جنی شرحی بر آن ابیات در یک جلد تاءلیف نمود.در عظمت شخصیت صاحب بن عباد همین بس که علامه در شاءن او می فرماید: او از کسانی است که شرح حال نویس هر اندازه ادیب و سخندان باشد از بیان فضایل و مکارم او ناتوان بوده ، زبانش در کلام می خشکد.والسلام
آثار:
الکافی فی الترسل
کتاب الادبانه
الاقناع
الامثال السائره
التذکرة
دیوان اشعار
رسائل صاحب (مباحث اخلاقی ، اعتقادی و اجتماعی )
رساله ای در فضایل حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
رساله ای در علم طب
عنوان المعارف
الفراق بین الضاد و الظاء
المحیط (در علم لغت )
المنظومة الفریدة
الاءنوار
الروزنامجة
الامامة
تاریخ الملک و اختلاف الدول
الحجر
الزیدیة
الشواهد
الفصول المهذبة للقول
القضاء و القدر
الوزراء
الوقف و الابتداء
الکافی فی الترسل

جغرافياي تاريخي شهر طالخونچه


موقعيت جغرافيايي:
شهر طالخونچه، از توابع شهرستان مباركه، در 13 كيلومتري جنوب شرقي اين شهرستان واقع شده است. عرض جغرافيايي آن 21َ ـ2ْ3 شمالي و طول جغرافيايي آن 3َ ـ 51ْ شرقي مي باشد. ارتفاع آن از سطح دريا 1670 متر است.

وجه تسميه طالخونچه:
در مورد علت نامگذاري اين شهر در منابع تاريخي و جغرافيايي مطالب بسياري آورده شده است آنچه صحيح تر به نظر مي رسد عبارتند از:
› مرحوم محمد مهدي بن محمد رضا الاصفهاني ـ در كتاب نصف جهان في تعريف الاصفهان ـ طالخونچه طالخونچه را تالي خوني نوشته است.
› در كتاب تاريخ تشيع اصفهاني، نام قديمي آن را طالقان نوشته اند كه محل ولادت وزير دانشمند آل بويه صاحب بن عباد مي باشد. در گذشته دور چند طالقان در ايران وجود داشته يكي طالقان قزوين، ديگري طالقان ري، و طالقان اصفهان كه نام قديمي طالخونچه مي باشد.
› يكي از وجه تسميه هاي طالخونچه كه در نقشه هاي قديمي وجود دارد تل خوني مي باشد كه با توجه به شوتهد و قراين موجود و آنچه از گذشتگان سينه به سينه نقل شده صدق مي كند و اين نام بعد از حمله افغان ها به اصفهان و نواحي اطراف آن كه با قتل و خونريزي بسيار همراه بود صدق مي كند. چون افغان ها به نزديكي طالخونچه رسيدند از مردم آذوقه بسيار طلب كردند و در نهايت به علت عدم تامين خواسته آنها و سپس مقاومت و ايستادگي مردم در برابر هجوم آنها مردم را از دم تيغ گذراندند و جوي خوني به راه انداختند كه از بالاي تل به پايين سرازير شد و از آن زمان به بعد اين محل را تل خوني ناميدند.
› يكي ديگر از علتهاي نامگذاري طالخونچه اين است كه در گذشته هاي دور این محل بر روی تلی و در درون قلعه قرار داشته و چون مردم هنگام انجام مراسم ازدواج طبق ها با خونچه هایی را بر سر می گذاشتند و در صف منظمی حرکت می کردند به همین علت این محل را تا خونچه نامیده اند.
در مورد قدمت طالخونچه اقوال و شواهد موجود بیانگر تاریخی بودن آن است و قدمت آن بیش از 1000 سال است. وجود مسجد خیبر در ظلع شرقی آن که از قدیمی ترین مساجد شهر بوده و تنها یک سنگ نوشته از آن باقی است، مؤید این مطلب است. وجود قناتهای و چشمه سارها در حاشیه شور در گذشته ای نه چندان دور حاکی از آبادانی این محل داشته است که متأسفانه اکثر آن خشک شده و یا از بین رفته و به علت تغییر و تحولات اقتصادی و اجتماعی در منطقه و خصوصاً طالخونچه، آثار تاریخی بسیاری در این شهر از بین رفته و متأسفانه تنها باید به شواهد جزئی و یا در آنچه در بعضی کتب جغرافیایی و تاریخی آمده است اکتفا کنیم.

ویژگی های فرهنگی طالخونچه:
فرهنگ هر جامعه، هویت ملی، مذهبی، آداب و رسوم و افکار و عقاید آن جامعه را در طول دوران تاریخی و مکان جغرافیایی آن بیان می کند. فرهنگ هر جامعه گذشته مردمی را به تصویر می کشد که در ادوار مختلف تاریخی هویت خود را حفظ کرده و عامل بقای آن، اصلت فرهنگی، مردمی در یک فضای جغرافیایی است. شهر طالخونچه با قدمت بیش از 1000 سال از گذشته های دور مردمی را در خود جای داده که هویت خود را با پیروی از دین مبین اسلام و مذهب تشیع علوی پایه ریزی کرده اند و از گذشته های بسیار دور ملّا های شهر یا به عبارتی معلمین مکتبخانه ای فرزندان این دیار را با نوای روحبخش قرآن آشنا کرده و سپس دروس ادبیات ، تاریخ، ریاضی، نجوم و غیره را به آنان آموخته اند و در واقع تعلم را مقدم بر تعلیم دانسته اند و از بطن این جامعه علمای بسیاری به منصۀ ظهور رسیده اند که از آن جمله می توان عالمان ربّانی را نام برد که دانش آموختگانی را تربیت کرده اند که زمانی از علمای حوزوی بوده و یا در دانشگاهها به تدریس مشغول بوده اند؛ عالمانی همچون: آیت ا... سید علی اکبر هاشمی (ره)، آیت ا... حاج سید اسماعیل هاشمی (ره)، آیت ا... اسداله الهی (ره)، دکتر محمد جواد شریعت و ... .


›مدارس و مراکز فرهنگی:
در گذشته و قبل از تأسیس مدارس به سبک فعلی، تدریس و علم آموزی در مکتب خانه ها صورت می گرفته است. یکی از اولین ملاهای طالخونچه شخصی به نام میرزا مظفر بوده که در منزل خود کلاس درسی داشته و در آنجا به نوجوانان محل دروس قرآن، عربی، دیوان حافظ، گلستان سعدی، ریاضی، نجوم و ... را می آموخته است. میرزا عطا فرزند میرزا مظفر نیز یکی از ملاهای قدیمی این محل بوده و بعد از ایشان می توان به ملاحسین شریعت یاد کرد. درس خواندن در مکتب تا سال 1303 ادامه می یابد و سرانجام در سال 1304 اولین دبستان طالخونچه به نام دبستان بهرام تأسیس می شود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) به دبستان شهید مطهری تغییر نام می دهد و در سالهای اخیر به دبستان امام سجاد(ع) تغییر نام داده است.
امروزه در سطوح مختلف ابتدایی، راهنمایی و متوسطه مدارسی در سطح شهر دایر می باشد که بالغ بر 3000 نفر دانش آموز در این مراکز آموزشی به تحصیل مشغولند.
پایبندی مردم طالخونچه از زمانهای قدیم به اسلام زبانزد خاص و عام بوده است و در تمام محله های شهر مساجدی با قدمت تاریخی زیاد وجود دارد که نمود واقعی اعتقاد راسخ مردم این دیار به مذهب تشیع علوی است. معروفترین مساجد شهر از گذشته تاکنون : مسجد خیبر، مسجد امام علی (ع)، مسجد حضرت قائم (عج)، مسجد الرضا (ع)، مسجد المؤمنین (ع)، مسجد حضرت سجاد (ع)، مسجد حضرت ابوالفضل (ع)، مسجد نجارخانه
برگرفته از وب سايت ديار صاحب