هنرها و دستبافتهاي سياه چادرهاي عشاير قشقايي ( طايفه يلمه و بُربُر) در طالخونچه:
بر اساس تحقيق و فرهنگ هنر دستبافتهاي قالي ، گليم ، جاجيم و جورجين كه بين عشاير بافته شده است و طوايفهاي مختلف كه از زمانهاي قديم بصورت عشاير زندگي ميكرده اند دستبافتهاي مطابق بر زيست زندگي و احتياجات خود و يك نوع هنر دستي و سرگرمي همراه با نقش اقتصادي در زندگي خانواده در بين سياه چادرها داشته و حتي بعضي از هنرها مانند چادر در نوع پوشش و حفاظت و سر پناه بوده و هنرهاي دستي ديگر احتياج زندگي دستبافت با دست رنج خود يك هنر و رنگ و شكل و سليقه خاص دستبافتها با حفظ موازين اسلامي با فرهنگ عشايري بوده است و بطور تحقيق و بررسي اكتشافات دستباف بيش از سيصد سال بدست نيامده و بيشتر آنها بين تيره هاي عشاير از بين رفته است و قابل بررسي نبوده و بطور خلاصه هنر هاي دستي دستبافتهاي طايفه يلمه و بُربُر طالخونچه و محيط اطراف بررسي و تحقيق هنرهاي مانده نشان مي دهد كه در حدود بيش از 200 سال بين زنان هنرمند بافته مي شده و دستبافتها بين تيره و طوايفهاي قشقايي تفاوت داشته و هر كدام به يك اسلوبي بافته مي شده است .
دستبافت يلمه و بُربُر از نظر رنگ آميزي و شكل و نقشه ، خصوصاً قالي يلمه يا اسلوب خاص و جذابيت بيشتر بين ديگر دستبافتها دارد و بايد اينجا متذكر شد كه دستبافتهاي زينتي و پوشاكي و جهازيه ها و دستبافتهاي وسايل دامدار داراي رنگ آميزي طبيعي بوده و بيشتر در مناطق ييلاق از گياهان طبيعي استفاده كرده و با دست رنج زنان نخ و پشم رنگ اميزي شده است . گياهاني مانند خش ، پوست گردو ، پوست انار ، برگ درخت بلوط ، چاشير ، روناس ، چوب زرد ، كندل ، زاغ ، نيل و گياهاني از اين قبيل در مناطق ييلاق براي رنگ آميزي پشم ونخ از آنها استفاده مي كرده اند.
دستبافتهاي كوچك جاجيم و گليم و جورجين و جوال و حتي چادر از سال 1350 به بعد خيلي كم بافته شده و آنجا هست از سال قبل كه ييلاق مي رفتند بافته مي شده كه چون مورد استفاده قرار گرفته ولي قالي يلمه تاريخچه آن 200 سال بيشتر بوده ولي به سبك توبره و جوال زينتي و كوچك بافته مي شده ولي از سالهاي 1330 بر اثر رواج و بازيابي و صادرات ، بافت قالي شروع و بين روستاها و شهر ها خصوصاً طالخونچه و اطراف و كم كم با وسعت زياد در سطح ايران خصوصاً غرب و جنوب ايران بافته مي شده و بين قالي هاي عشاير فارس قشقايي كه نقش آن در نمايشگاه ديده مي شود حدوداً 40 نوع قالي با نقش و نگارهاي مختلف بوده است و هيچ كدام در اين قرن بافته نشده است .
قالي يلمه نه اينكه معني يلمه به او نام نهاده شده بلكه شكل و رنگ قالي اولين بافت و رنگ آميزي طوايف يلمه و بُربُر و شكرلو كه تركيبات شكل و رنگ و نقش و نگار مشابهي داشته و توسط يكي از زنان تيره شكرلو با يلمه با قوميت نزديك داشته باهم توافق فكر انديشه اي خود بافت قالي يلمه را بيشتر روي آن كار كرده و قالي يلمه و طايفه ديگر به بافت آن پرداخته اند و اين افتخار است براي شهر كه معروفيت قالي يلمه بر تمام كشورها بر زبان و ماندگار شده و اين بافت قالي از ميان زنان هنرمند يلمه و بُربُر و شكرلو با دستان زحمت كشي بافته و باقي مانده و چندين سال است بر اثر تغييرات بازار بافته نمي شود و استعماگران داخلي شكل و نقشه آن به جهت سودجويي بيشتر رواج داده اند و سوء استفاده غيره در داخل باعث كمرنگ شدن بازار قالي يلمه شده و عوامل ديگر و مشكلات و ناتواني جسماني زنان و پيشرفت صنعت بافت قالي بر اثر پيشرفت صنعت و مهاجرت روستا و عشاير به شهر و پيشرفت علم و عوامل جهل گرايي و راحت طلبي و حمايت نكردن مسئولان فرش ايران قالي يلمه كم كم رو به انقراض مي رود ، خصوصاً دستبافتهاي گليم و جاجيم و بقيه بافنده ديگري ندارد و كليه افراد متخصص در ميان عشاير نيست و در اين نمايشگاه دستبافتهايي ديده مي شود از يك قرن پيش و بيشتر آن جهازيه بوده كه از بعضي از آنها نگهداري شده است .
برگرفته شده از نوشته های بهروز يلمه
بر اساس تحقيق و فرهنگ هنر دستبافتهاي قالي ، گليم ، جاجيم و جورجين كه بين عشاير بافته شده است و طوايفهاي مختلف كه از زمانهاي قديم بصورت عشاير زندگي ميكرده اند دستبافتهاي مطابق بر زيست زندگي و احتياجات خود و يك نوع هنر دستي و سرگرمي همراه با نقش اقتصادي در زندگي خانواده در بين سياه چادرها داشته و حتي بعضي از هنرها مانند چادر در نوع پوشش و حفاظت و سر پناه بوده و هنرهاي دستي ديگر احتياج زندگي دستبافت با دست رنج خود يك هنر و رنگ و شكل و سليقه خاص دستبافتها با حفظ موازين اسلامي با فرهنگ عشايري بوده است و بطور تحقيق و بررسي اكتشافات دستباف بيش از سيصد سال بدست نيامده و بيشتر آنها بين تيره هاي عشاير از بين رفته است و قابل بررسي نبوده و بطور خلاصه هنر هاي دستي دستبافتهاي طايفه يلمه و بُربُر طالخونچه و محيط اطراف بررسي و تحقيق هنرهاي مانده نشان مي دهد كه در حدود بيش از 200 سال بين زنان هنرمند بافته مي شده و دستبافتها بين تيره و طوايفهاي قشقايي تفاوت داشته و هر كدام به يك اسلوبي بافته مي شده است .
دستبافت يلمه و بُربُر از نظر رنگ آميزي و شكل و نقشه ، خصوصاً قالي يلمه يا اسلوب خاص و جذابيت بيشتر بين ديگر دستبافتها دارد و بايد اينجا متذكر شد كه دستبافتهاي زينتي و پوشاكي و جهازيه ها و دستبافتهاي وسايل دامدار داراي رنگ آميزي طبيعي بوده و بيشتر در مناطق ييلاق از گياهان طبيعي استفاده كرده و با دست رنج زنان نخ و پشم رنگ اميزي شده است . گياهاني مانند خش ، پوست گردو ، پوست انار ، برگ درخت بلوط ، چاشير ، روناس ، چوب زرد ، كندل ، زاغ ، نيل و گياهاني از اين قبيل در مناطق ييلاق براي رنگ آميزي پشم ونخ از آنها استفاده مي كرده اند.
دستبافتهاي كوچك جاجيم و گليم و جورجين و جوال و حتي چادر از سال 1350 به بعد خيلي كم بافته شده و آنجا هست از سال قبل كه ييلاق مي رفتند بافته مي شده كه چون مورد استفاده قرار گرفته ولي قالي يلمه تاريخچه آن 200 سال بيشتر بوده ولي به سبك توبره و جوال زينتي و كوچك بافته مي شده ولي از سالهاي 1330 بر اثر رواج و بازيابي و صادرات ، بافت قالي شروع و بين روستاها و شهر ها خصوصاً طالخونچه و اطراف و كم كم با وسعت زياد در سطح ايران خصوصاً غرب و جنوب ايران بافته مي شده و بين قالي هاي عشاير فارس قشقايي كه نقش آن در نمايشگاه ديده مي شود حدوداً 40 نوع قالي با نقش و نگارهاي مختلف بوده است و هيچ كدام در اين قرن بافته نشده است .
قالي يلمه نه اينكه معني يلمه به او نام نهاده شده بلكه شكل و رنگ قالي اولين بافت و رنگ آميزي طوايف يلمه و بُربُر و شكرلو كه تركيبات شكل و رنگ و نقش و نگار مشابهي داشته و توسط يكي از زنان تيره شكرلو با يلمه با قوميت نزديك داشته باهم توافق فكر انديشه اي خود بافت قالي يلمه را بيشتر روي آن كار كرده و قالي يلمه و طايفه ديگر به بافت آن پرداخته اند و اين افتخار است براي شهر كه معروفيت قالي يلمه بر تمام كشورها بر زبان و ماندگار شده و اين بافت قالي از ميان زنان هنرمند يلمه و بُربُر و شكرلو با دستان زحمت كشي بافته و باقي مانده و چندين سال است بر اثر تغييرات بازار بافته نمي شود و استعماگران داخلي شكل و نقشه آن به جهت سودجويي بيشتر رواج داده اند و سوء استفاده غيره در داخل باعث كمرنگ شدن بازار قالي يلمه شده و عوامل ديگر و مشكلات و ناتواني جسماني زنان و پيشرفت صنعت بافت قالي بر اثر پيشرفت صنعت و مهاجرت روستا و عشاير به شهر و پيشرفت علم و عوامل جهل گرايي و راحت طلبي و حمايت نكردن مسئولان فرش ايران قالي يلمه كم كم رو به انقراض مي رود ، خصوصاً دستبافتهاي گليم و جاجيم و بقيه بافنده ديگري ندارد و كليه افراد متخصص در ميان عشاير نيست و در اين نمايشگاه دستبافتهايي ديده مي شود از يك قرن پيش و بيشتر آن جهازيه بوده كه از بعضي از آنها نگهداري شده است .
برگرفته شده از نوشته های بهروز يلمه